ابراهيم عاملي ( موثق )
220
تفسير عاملي ( فارسي )
يعنى كه شكر نعمت من بجاى آريد و حقّ آن بشناسيد و آنگه از شناخت حقّ من بر مشاهدهى ذات من نوميد شويد كه آن نه كار آب و گل است و نه حديث جان و دل است گل را خود چه خطر و دل را درين حديث چه اثر ؟ هر دو فرا آب ده و وصل جانان به خود راه ده . تا كى از دون همّتى ما منزل اندر جان كنيم ؟ رخت بر بنديم از جان قصد آن جانان كنيم بيان السّعاده : شكر ملاحظهى انعام منعم است در نعمت و ملاحظهى حقّ منعم است در انعام . * ( وَلا تَكْفُرُونِ ) * - 152 ابو الفتوح : يعنى : از شكر نعمت و نماياندن نعمت نسبت به خود غافل نباشيد و از كتمان نعمت بپرهيزيد و حديث است آنكه به ياد نعمت بود شاكر است و آنكه نعمت را بپوشانيد كافر است . سخن ما : مىگويند : در تعليم و تربيت بايستى ميلها و خواستها را در نظر گرفت و از انحراف و زياد روى آنها جلوگيرى نمود و به طرف هدفهاى مفيد و مؤثّر تقويت كرد . يكى از دلبستگيهاى مهم مردم در آن دوران تجسّم معبود و پرستش محسوس بود مانند بت و حيوانات و موجودات آسمانى . شدّت علاقهى مردم به اين مطلب كه از اجداد خود و نسلهاى بسيار قديم به ارث بردهاند در حكم غريزهاى بود براى آنها چنان كه در ضمن جهت نزول آيات نمونهاى از آن را ديديم كه با چه بيان و تقاضا وجود مقدّس پيغمبر را براى قبله ناراحت كردند و بهترين نمونهى شدّت فشار مردم و كمال ناراحتى پيغمبر ص آيه 144 است « قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ » چون پيغمبر با كعبه و بيت المقدس و قبلهى پدرش ابراهيم سر و كارى ندارد با خدا و آفرينش دلبستگى دارد بسيار ناپسند است اينكه مفسّرين نوشتهاند : آن حضرت دلبستهى به قبله پدرش ابراهيم بود و منتظر بود كه الهامى به او شود