ابراهيم عاملي ( موثق )
184
تفسير عاملي ( فارسي )
* ( إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ) * - 127 روح البيان : اين جمله در نظر مفسّرين اشاره است بر اينكه ما ، در انجام وظيفهى خود تقصير نكردهايم چون تو دانا و شنوائى و كوچكترين تقصير را از تو نمىتوانيم پنهان كنيم . * ( رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ ) * - 128 روح البيان : مفسّرين نوشتهاند كه مقصود از مسلم مخلص و بىريا و تسليم شده در كمال فرمانبردارى است . اگر اعتراض شود كه ابراهيم و اسمعيل خود تسليم بودند پس دعاى آنها چه معنى دارد ؟ اوّلا ممكن است در دل آنها بواسطهى نهاد و خلقتشان افكار و انديشههاى مختلفى بوده است كه آنها را وادار كرده است : دعا كنند و تقويت فكرى و آسايش خيال خود را از خدا بخواهند . و ثانيا ممكن است مقصود راهنمائى مردم باشد كه بدين و عقيدهى خود مغرور نشوند و از خدا كمك بخواهند كه هميشه آنها را به اين راه مستقيم و اخلاص ثابت نگاهدارد . * ( وَمِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ ) * - 128 فخر : جهت اينكه اولاد و فرزندان خود را نام برده است و ديگران را شريك در خواهش خود نكرده است براى اينكه اگر اولاد پيشوايان صالح و درستكار شدند مردم هم از آنها پيروى مىكنند پس دعاى آنها مثل دعاى براى همه است . روح البيان : آبادانى جهان بسه دسته مردم فراهم است : دستهى بالاتر اهل خدا هستند و فكر و ذكرشان با خداست . و دستهى ميانين براى اجر و پاداش عالم ديگر عابد و فرمانبردار هستند . و دستهى نازل ، مردم مال و منال دنيا هستند كه اينها بواسطهى غفلت از سعادت و دلباختگى بآبادانى بىخرد شمرده مىشوند . مثنوى اين جهان ويران شدى اندر زمان حرفها بيرون شدى از مردمان استن اين عالم اى جان غفلت است هوشيارى اين جهان را آفت است