ابراهيم عاملي ( موثق )

170

تفسير عاملي ( فارسي )

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 122 تا 123 ] يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ ( 122 ) وَاتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَلا يُقْبَلُ مِنْها عَدْلٌ وَلا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ ( 123 ) اين دو آيه با آيات 47 و 48 مطابق است فقط در كلمات « لا يقبل و لا تنفع و لا يؤخذ و عدل و شفاعة » مختصر تفاوت و تقدّم و تأخّر دارد كه در جاى خود آنچه ممكن بود نوشتيم و ابو الفتوح مناسبت تكرار آيه را به اين گونه بيان كرده است : يهود بيشتر مقاومت مىكردند مناسب حال آنها تكرار است و ممكن است كه مخاطبين اوّل غير از دوّم باشند و براى آنها لازم بوده است كه همان جملات تكرار شود . * ( وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ ) * - 123 روح البيان : مستحقّ عقاب در دنيا به دو وسيله آسوده مىشود . يا دوست و ياور قوى كه او را از معركه نجات بدهد و يا جان خريد و فديه كه ديگرى مالى بدهد و او را آزاد كنند . در آيه اشاره شده است كه اين وسيله‌ها در آنجا نيست سعدى گفته است : قيامت كه نيكان باعلى رسند ز قعر ثرى بر ثريّا رسند تو را خود بماند سر از ننگ پيش كه گردت برآيد عملهاى خويش در آن روز كز فعل پرسند و قول « اولوا العزم » را تن بلرزد ز هول به جائى كه دهشت خورد انبياء تو عذر گنه را چه دارى بيا