ابراهيم عاملي ( موثق )
168
تفسير عاملي ( فارسي )
و زير و زبر شدن چنان كه گويند : كن فيكونش كرد . نظامى هم در اين معنى چنين گفته است : اى هر چه رسيده وا رسيده در كن فيكون تو آفريده و نيز گفته : بر هر ورقى كه حرف راندى نقش همه در دو حرف خواندى هر جا كه خزينهاى شگرف است قفلش بكليد اين دو حرف است 3 - آيت 118 « قالَ الَّذِينَ ) * الخ » دنبالهى آن كه مردم را بفكر غلطشان متوجّه كرده به اين گفتار غلط ديگر هم متوجّه كرده كه انتظار سخن گفتن خدا با مردم مولود فكر جاهلان است كه اينجور مردم در روزگار گذشته نيز اين توقّعات را داشتند با اينكه ما نشانههاى آشكار بر يگانگى خدا و پيغمبرى محمّد فرستادهايم كه قرآن و شخصيّت خود پيغمبر باشد . 4 - پيغمبر در مقام فكر و انديشهى خود كه با مردم چه كند و با چه وسيله آنها را به راه بياورد با جملهى « إِنَّا أَرْسَلْناكَ ) * تا آخر » خاطر شريفش را آرام مىكنند كه آنچه از تو ساخته است و قدرت دارى همين است كه وجودت براى راهنمائى بحقّ و رهبرى بسعادت است و جلوگيرى از باطل و راه ممانعت از انحراف مردم همين است كه بوظيفهى خود مشغول هستى و انجام ميدهى . البتّه اختيار افكار تمام مردم با تو نيست اگر خودشان به راه تو نيايند و بجهنم بروند تو مسئوليّتى ندارى و هم به اين آيه مردم را پند ميدهد كه هر فرد با احساس كه در مأموريتش و يا هدفش بموانع تصادف مىكند و خواه نخواه ناراحت مىشود متوجّه باشد كه اختيار همه چيز در دست او نيست و بعد از آنكه باندازهى توانائى و علم و فهمش كار كرد از كم و زياد نتيجه نبايد انديشناك باشد . 6 - آيت 120 « لَئِنِ اتَّبَعْتَ » تا آخر مىفهماند كه اگر آدمى هدفى داشت و راهى براى وصول به آن تشخيص داد نبايد هر روز به حرف كسى گوش كند و انتظار داشته باشد كه همه با او موافق باشند و اگر موافق نشدند او با آنها موافقت كند و هدف خود و راه خود را رها كند و پى ديگران برود زيرا اين فكر وسيلهى رسيدن بهدف نخواهد بود و اينجور