ابراهيم عاملي ( موثق )

140

تفسير عاملي ( فارسي )

چاقوى تيزى به او داد كه چون مرد خوابيد سه تار موى از زير گلويش با همين چاقو ببر بطورى كه كنده نشود و از آنجا نزد مرد رفت و گفت : متأسّفم كه مرگ تو نزديك است زيرا زن تازه قصد كشتن تو دارد و براى آزمايش امشب خود را خوابيده نمودار كن تا به‌بينى كه چاقوئى بدين نشانه براى بريدن گلوى تو مهيّا است . شب مرد براى آزمايش خوابيده و زن براى انجام سحر چاقو به گلويش نزديك كرد . مرد يقين كرد كه پيرزن راست گفت و زن خود را كشت . اين است معنى جادو و ارزش علمى و نتيجه‌ى آن . * ( وَلَقَدْ عَلِمُوا ) * - الخ - 102 مجمع : بجمله‌ى اوّل گفته شده است : دانستند كه آنچه خريده‌اند سود ندارد و در آخر گفته شده است : بد چيزى خريدند اگر مىدانستند . در مقصود از دانستن و ندانستن سه احتمال است : 1 - شياطين مىدانستند كه آنچه خريده‌اند سود ندارد و آنهائى كه ياد مىگرفتند نمىدانستند . 2 - مىدانستند سود ندارد ولى نمىدانستند كه خود را بآزار آخرت فروخته‌اند . 3 - مىدانستند كه سود ندارد و فراگرفتند پس بمانند آن است كه خود ندانسته‌اند بد مىكنند . سخن ما : گستاولوبن گفته است « 1 » : آنچه اقتباس از راه علم ممكن نيست اختلاف آراء در اطراف آن شديد مىشود بخصوص اگر موضوع آن مطالب عاطفى يا دينى باشد بواسطه‌ى اختلاف تربيت و خلق و خوى و محيط و منفعت مادّى پى در پى اين اختلاف عوض مىشود . يهود معارض پيغمبر ص بدرستى همين جور بودند و بواسطه‌ى منافعى كه داشتند و نژاد بهانه‌گير هر روز چيز تازه‌اى مىگفتند . در دو آيت اوّل و دوّم آنها را به بهانه‌گيرى و دشمنى با جبرئيل توبيخ مىكند و يادآور مىشود كه چون از منافع خود نمىگذريد و خوى منحرف و بهانه‌گير داريد مىگوئيد با جبرئيل دشمن هستيم . دو آيت 101 - 103 « وَلَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ ) * - الخ » گستاولوبن « 2 » مىگويد : ساده

--> ( 1 ) آراء و عقايد ترجمه‌ى عباس شوقى ( 2 ) آرا و عقايد ص 258