ابراهيم عاملي ( موثق )

137

تفسير عاملي ( فارسي )

مجمع : نقل است كه ابن عباس « الملكين » بكسر لام خوانده است يعنى دو پادشاه و گفته است : كلمه‌ى ( ما ) نافيه است بمعنى نيست و چگونه شود كه دو نفر كافر فرشته باشند ؟ آنها پادشاه بودند و اين جمله سه جور معنى مىشود : 1 - ديوان كافر شدند كه بمردم جادو مىآموختند و آن را كه براى دانستن بدى جادو و دورى از آن بر دو فرشته در بابل بنام هاروت و ماروت نازل مىشد ولى ديوان آن را بمردم آموختند و به راه بد به كار بردند و مؤمنين زشتى آن دانستند و از آن دورى مىكردند 2 - جمله‌ى « ما أُنْزِلَ » عطف بر « تَتْلُوا » باشد يعنى آنها بدنبال ساخته‌هاى دروغى ديوان در پادشاهى سليمان رفتند و هم بدنبال ساختگى دروغى ديوها بر آنچه بفرشتگان بنام هاروت و ماروت در بابل فرود آمده بود 3 - ما بمعنى نفى باشد يعنى نه سليمان كافر شد و نه بر دو فرشته جادو نازل شد ولى ديوان كافر شدند كه در بابل به دو نفر بنام هاروت و ماروت جادو آموختند . و مقصود از دو فرشته كه جادو به آنها نازل نشد جبرئيل و ميكائيل است كه يهود مىگفتند : آن دو فرشته بسليمان جادو آموختند . كشف : كلمه‌ى « ما » دو معنى مىدهد : 1 - هرگز به آن دو فرشته جادو نازل نشد 2 - بمعنى موصول است و مربوط باوّل آيه يعنى كتاب خدا پس پشت انداختند و پى دو چيز رفتند : يكى آنچه ديوان خواندند . ديگرى آنچه در بابل بهاروت و ماروت نازل شد . عبده : اين جمله مقصود را بعبارتى كوتاه فهمانده است كه شيوه‌ى اختصاصى قرآن است و آن را اعجاز در ايجاز گويند . « السّحر ببابل » - 102 تاريخ آلبرماله : جلد ملل شرق ص 66 : بابل در تاريخ مشهور است و در طرف سفلاى فرات كه باد جله از همه جا نزديكتر است . در دو هزار و هفتصد سال پيش از ميلاد اين شهر ساخته شده است و معنى بابل ( باب خدا ) است و بخت النصر « 1 » يا نبوكد نزردر

--> ( 1 ) همان كتاب 106