ابراهيم عاملي ( موثق )

125

تفسير عاملي ( فارسي )

* ( قالُوا سَمِعْنا وَعَصَيْنا ) * - 93 : مجمع : براى اين جمله دو معنى گفته‌اند : 1 - بطور استهزاء اين دو جمله را گفتند كه شنيديم ولى نپذيرفتيم : 2 - يعنى شنيديم ولى چون شنيدن نتيجه و عمل در دنبال داشت مثل آن است كه از اوّل گفتند : نافرمان هستيم روح البيان : يعنى شنيديم گفتار تو را و نمىپذيريم فرمان تو را و اگر از ترس تو بالاى سر نمىبود به ظاهر هم سخن تو را نمىپذيرفتيم : * ( وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ ) * - 93 : كشف نوشته سعيد بن جبير گفت : دوستى گوساله چنان در دل ايشان جا گرفته بود كه آن گوساله را بسوهان بسودند آنگه در دريا بپراكندند ، ايشان در آب افتادند ؟ ؟ ؟ از آن مىخوردند تا آن رويهاشان زرد گشت . يكى از بزرگان دين گفت : اهل بنى اسرائيل معلوم است و عبادت آن شرك مهين ، و عجل اين امّت دنياى شوم است و دوستى آن شرك كهين . * ( بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِه إِيمانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) * - 93 : فخر : يعنى ايمان شما ببد چيزى كه دوستى گوساله باشد دستور ميدهد و اگر ايمان ميداشتيد گوساله پرست نمىشديد . * ( فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * - 94 : كشف نوشته است : از روى طريقت در راه حقيقت رموز اين آيت اثرى ديگر دارد . ارباب القلوب گفتند . « من علامات الاشتياق تمنّى الموت على بساط العوافى » واجب نيست كسى را كه در مغاك مذلَّت باشد و در زندان وحشت اگر از سر بينوائى و نا مى وى را آرزوى مرگ باشد . عجب كار آن جوانمردى است كه بر بساط عافيت آرام رد و كارهاش بر نظام و رو نقش تمام و روزش فرخنده در ايّام و با اينهمه نعمت و راحت ؟ ون كسى ، بر آتش سوزان گرداگرد وى خارستان و دشمن جانستان دل در آن بسته كه خود كى از اين محنت رهد و خرمن جدائى آتش در زند نوبت اندوه بسر آيد و اشخاص