ابراهيم عاملي ( موثق )
104
تفسير عاملي ( فارسي )
و نمودار شدن صبح . ترجمه : 72 اى بنى اسرائيل [ باز هم با شما سخن مىگوئيم ] به ياد آوريد كه يكنفر را كشتيد و همه از خود دفاع و انكار كرديد و ديگران را گناهكار شمرديد ولى خدا آنچه را شما مىپوشيد بيرون مىآورد و مىنماياند . 73 پس گفتيم : از آن گاو به بدن مرده زنيد تا كه [ حقّ نمودار شود ] و بدانيد كه خدا به اين گونه مرده را زنده مىكند و نشانه و علامت قدرت خود را بشما نشان مىدهد تا آزموده و خردمند شويد . 74 ولى پس از اين نمايشها و راهنمائيها باز هم دلهاى شما چو سنگ است و از سنگ سختتر . البتّه كه از سنگ رودخانهها مىجوشد و هم سنگ مىشكافد و آب از آن بيرون مىشود و البتّه از حوادث و ترس حقّ سنگها از كوه در هم ميريزند و نرم مىشوند . [ ولى در شما سخن اثر نكرد و دلها نرم نشد و بدانيد ] : خدا بى خبر از كار شما نيست . سخن مفسّرين : « اضْرِبُوه بِبَعْضِها » 73 » روح البيان : در اين جملههاى « اضْرِبُوه بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّه الْمَوْتى » اهل معرفت گفتهاند : اشاره است به اين كه دلهاى مرده را با كشتن نفس امّاره زنده كنيد كه اگر نفس را با كوشش و مجاهدت خوار كرديد و كشتيد دلهاى شما زنده مىشود و بنور مشاهدهى حقّ روشن خواهد شد و همين است معنى اين جملهى عرفا « مت بالارادة تحى بالطَّبيعة » يعنى با اراده و ميل خود نفس خود را بكش و خود را بميران تا زندهى جاويد باشى و طبيعت زندگان بيابى و سعدى در غلبهى نفس بر عقل گفته است : نميتازد اين نفس سركش چنان كه عقلش تواند گرفتن عنان تو بر كرّهى توسنى بر كمر نگر تا نه پيچد ز حكم تو سر اگر پالهنگ از كفت در گسيخت تن خويشتن خست و خون تو ريخت مريدى از شيخ خود پرسيد : اسلام چيست ؟ گفت : كشتن نفس با شمشير مخالفت ، و مخالفت با نفس جلوگيرى از خواستههاى او است .