ابراهيم عاملي ( موثق )
75
تفسير عاملي ( فارسي )
خبرند و هر ناگوارى كه به آنها برسد درك نميكنند كشف الاسرار . روايت كردهاند : پيغمبر ديد كسى در نماز با موى خود بازى مىكند فرمود اگر دل اين مرد خشوع داشت پارههاى بدنش هم خشوع مىداشت . و از همين حديث گفتهاند خشوع در دل است و هم در جوارح و پارههاى بدن و نوشتهى كشف الاسرار است كه رسول خدا گفت باز نگريستن اندر نماز ابليس را نصيب دادن است . * ( الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْه راجِعُونَ ) * 46 - فخر : ظنّ و گمان بمعنى علم استعمال شده است پس ممكن است معنى چنين باشد : ميدانند خداى خود را ملاقات خواهند كرد يعنى فرا رسيدن مرگ يا مزد عمل از ثواب و عقاب و البتّه اين جور گمان براى مردمان خاشع در هنگام نماز يا ديگر وقتها ممكن است . پس چنين معنى مىشود : نماز و شكيبائى دشوار نيست بر آنان كه خاشع و دلنرمند و پيوسته در گمان و بانتظار ديدار خدا و مرگ و پاداش كارهاى خود و بازگشت بسوى خداوند هستند . سخن ما : 1 - آيت 41 جملهى * ( ( وَلا تَكُونُوا أَوَّلَ كافِرٍ ) ) * شايد ملاى رومى به اين جمله نظر داشته است كه گفته است : هر كه بنهد سنّت بداى فتى تا درافتد بعد از او خلق از عمى جمع گردد بر وى آن جمله بزه كاو سرى بوده است و ايشان دمغزه 2 - آيت 42 جملهى * ( ( أفَلا تَعْقِلُونَ ) ) * متوجّه مىكند آنها را كه هنوز گفتار و كردار شما در مرحلهى لا شعور عقلى است كه مرتّب بمردم دستور ميدهيد و كتابها را مىخوانيد و تكاليف را مىشنويد و هيچ متوجّه مقصود نيستيد و بمرحلهى تعقل نرسيدهايد و خود نمىتوانيد بسنجيد . چون بتمايلات خود گرفتاريد . گستاولبن مىگويد : لا شعور كار مىكند و كار تمام شده و انجام يافتهى او بمنطقهى هوش و عقل داده نمىشود مانند كلماتى كه پشت سر هم بر زبان يك ناطق جارى مىگردد . اين جمله نسبت بسخنگويان و رهبران يهود آن روز و كارگردانان سياست و اجتماع امروز ما را بدرستى نشان ميدهد