ابراهيم عاملي ( موثق )
70
تفسير عاملي ( فارسي )
گفت اگر جور ديگر او را بمردم بشناسانيد از من بهرهمند خواهيد شد آنها گفتند اين گفتار ما سرسرى و نينديشيده بوده است باشد در تورات بنگريم و نيك بينديشيم آنگاه پاسخ را بياوريم آنها رفتند اوصاف دجّال را در حقّ پيغمبر نقل كردند كعب هم بهر يك از آنها يك صاع جو و چهار زرع كرباس داد چون اين عمل را كردند اين آيه نازل شد . و مثنوى گفته است : بود در انجيل نام مصطفى آن سر پيغمبران بحر صفا بود ذكر حليها و شكل او بود ذكر غزو و صوم و اكل او و مقصود از ثمنا قليلا همان پاداش است كه كعب به آنها داده است . * ( وَلا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا ) * 41 مجمع : از حضرت باقر نقل است : كعب و حيى ابن اخطب و عدّهاى از سران يهود همه ساله از ملَّت خود مستمرى و حقوق داشتند و چون پيغمبر وارد مدينه شد اينها ترسيدند كه اين آئين تازه شخصيّت و ارزش آنها را در نظر يهود نابود كند آنچه در وصف پيغمبر بتورات بود برداشتند و دگرگون كردند . * ( إِيَّايَ فَاتَّقُونِ ) * 41 - فخر در آيت جلو ( فارهبون ) اشاره است كه مواظب باشيد كارى نكنيد مستحقّ عقاب باشيد اما در اين جمله اشاره است كه موجب عقاب شما فراهم شده پس بپرهيزيد كه وقت گرفتارى نزديك شده است . كشف الاسرار نوشته است : اصل تقوى پرهيزكارى است و متّقيان بر سه قسمند : مهينه و كهينه و ميانه . كهينه آن است كه توحيد خود بشرك و اخلاص خود بنفاق ، و تعبّد خود ببدعت نيالايد و ميانه آن است كه خدمت بريا و قوت بشبهت و حال بتصنّع نيالايد و مهينه آن است كه نعمت بشكايت نيالايد و جرم خود بحجّت نيارايد و ز ديدار منت نياسايد جاى اين متّقيان بهشت باقى است و نعيم جاودانى فى قوله تعالى ( تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيًّا