ابراهيم عاملي ( موثق )

68

تفسير عاملي ( فارسي )

* ( وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ ) * 40 كشف الاسرار : مردم ديندار و خائفين از خدا شش دسته‌اند : اوّل توبه كنندگان كه آنها را خائف مىنامند و قرآن براى آنها گفته ( يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ - تا آخر ) دوّم - عبّاد و آنها را و جل - بر وزن فعل با كسر جيم - مىنامند و حال آنها و جل باز بر جيم است يعنى ترسان و خائف كه توصيف شده‌اند ( الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّه وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ ) سوّم - زهّاد و پارسايان و آنها را راهب مىنامند و حال آنها رهبت است چون گفته ( يَدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً ) چهارم - دانشمندان كه آنها را خاشى و خاشئين مىنامند و حال آنها خشيت است كه توصيف شده‌اند ( إِنَّما يَخْشَى اللَّه مِنْ عِبادِه الْعُلَماءُ ) پنجم - عارفان و آنها را مشفقين و حالت آنها را اشفاق مىنامند بواسطه‌ى اين آيه ( الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ ) ششم - صدّيقين كه آنها را هائبين ناميده‌اند و حالتشان هيبت ناميده مىشود با اين آيه ( وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّه نَفْسَه - تا آخر ) . و هم در كشف الاسرار نوشته است : اين رهبت عيش مرد ببرد و او را از خلق ببرد و در جهان از جهان جدا كند . اين چنين ترسنده همه نفس خود غرامت بيند همه سخن خود شكايت بيند ، همه كرد خود جنايت بيند از اين رهبت اشفاق پديد آيد كه ترس عارفان است ترسى كه نه پيش وى حجاب گذارد و نه پيش فراست بند ، نه پيش اميد ديوار ترسى گدازنده كشنده كه تا نداى ( أَلَّا تَخافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا ) نشنود نيارامد . اين ترسنده را گهى سوزند و گاه نوازند و گهى خوانند و گاه كشند نه از سوختن آه كند و نه از كشتن بنالد . كم تقتلونا و كم نحبّكم يا عجباكم نحبّ من قتلا از پس اشفاق هيبت است و آن بيم صديقان است بيمى كه از عيان خيزد و ديگر بيمها از خبر چيزى در دل تابد چون برق نه كالبد آن را تا بدنه جان طاقت آن دارد كه با وى بماند . و بيشتر اين در وقت وجد و سماع افتد چنان كه كليم را افتاد بطور ( خَرَّ مُوسى صَعِقاً ) و تا نگوئى كه اين هيبت از تهديد افتد كه اين از اطلاع جبار افتاد . شعر :