ابراهيم عاملي ( موثق )

57

تفسير عاملي ( فارسي )

مرغ وهم از سفل بر بالا پرد فرّ عقلش نيست چون بى جا پرد تا كه نفس ناطقه در دمدمه است تابعش عقل است و سركش واهمه است تابع امرش بود فرزانه‌اى حاسد جاهش ز حقّ بيگانه‌اى در بهشت قدس ميخوردند هم قوت از خوان معانى و حكم وهمشان پس لغزش از تسويل داد جسم را زينت به صد تفصيل داد خوردن گندم بهانه است و فسون خواست آدم را خود از جنّت برون تا در آنجا نسخه‌ى جامع شوى سوى ما چو افزون شدى راجع شوى آن كلامى بد كه جان عالم است باعث ايجاد و سرّ آدم است از هواها مرد و بر حقّ بازگشت كند از اين ويرانه دل ، شهباز گشت توبه از آدم طبيعت رستن است بر مقام اصل خود پيوستن است فى ظلال : به اين آيت آخر نتيجه‌ى گير و دار گذشته نمودار مىشود و آغاز معركه‌ى زندگى است و آدمى درمىيابد از آن دم كه خود پيدا شده است راه چيرگى و زندگى و هم راه زيان و نابودى در جلوش باز بوده است . سخن ما : در دنباله‌ى آيات گذشته كه سخن از ايمان بغيب و از عالم ديگر از آفريننده‌ى آسمان و زمين انجام شد در اين آيه‌ها عرب را كه با كلمات ملك شيطان از قديم سر و كار داشته است و نيز يهود و نصارى را كه از نظر دين و از راه تورات با آدم و شيطان و خروج از بهشت آشنائى داشته‌اند متوجّه مىكند به اين كه اين كلمات و عقايد وابسته بيك مطلب ديگرى است كه بايد شما به آن معتقد باشيد و آنها هم از قبول آن توحّشى نداشته و در نظرشان مقبول و قابل پذيرش بوده است بخصوص مسلمانان با ايمانى كه به شخص پيغمبر ص داشته‌اند در اين مطالب هيچ ترديد و اعتراض نمىكردند و در قرآن همين تسليم و پذيرش مسلمين ستوده شده چنان كه در تقسيم آيات به محكم و متشابه توصيف كرده مردمان شكاك و بدبين را كه دنبال گيرى مىكنند از آيات متشابه براى فتنه جوئى ولى آنهائيكه ايمانشان استوار است