ابراهيم عاملي ( موثق )

55

تفسير عاملي ( فارسي )

دوستان سخت است ؟ و گفته‌اند شيطان خواست داخل بهشت شود ملائكه راهش ندادند او در شكم مار شد كه چهار دست و پا داشت مانند شتر و به اين وسيله وارد بهشت شد و از ميوه‌ى درخت ممنوع اول بحوّا داد كه ببين چه بوى و رنگ و مزه دارد و در نزد او گريست كه تو را از چنين نعمتى محروم كرده‌اند پس حوا از آن خورد و زيان نديد و بآدم گفت من خوردم و زيان نديدم چون آدم خورد زيانش نمودار شد جهتش آن بوده كه آدم پيشوا بود و حوا پيرو و تا آنگاه كه پيشوا بر صلاح باشد پيرو را آسيب نباشد و چون پيشوا از راه منحرف شد نتيجه‌ى كار پيروان معلوم است . پيغمبر فرمود خداوند هلاك نمىكند ظالم را تا آنگاه كه پيشوا به راه راست باشد . گفته‌اند كه سزاى حوّا را گفتند درد زادن را چنان بر تو گران كنيم كه چندين بار بمرگ نزديك شوى و مار را گفتند از هر خوبى محروم باشى و خوراك تو خاك باشد و چون به زمين آمدند حوا بجده و مار باصفهان و ابليس بمشرق و آدم ( بسر نديب ) قرار گرفت و خوراكش از جوز هندى بود و قامتش دراز كه سرش به آسمان ميسائيد كه اين ريزش موى جلو سر و يا ( صلع ) بنى آدم از آن است و گويند : انگشترى در بهشت بآدم دادند كه ديوارهاى آنجا را روشن و زمينش را خوشبوى ميكرد و چون از بهشت اخراج شد آن انگشتر از دست او بيرون شد و در ساق عرش بود تا آنكه بسليمان دادند . اينها بود نقل اين افسانه‌ها از كشف الاسرار كه علاوه بر تنوع و تفكّه براى توجّه است به طرز فكر نويسندگان قديم و استفاده‌هاى نفسانى و اجتماعى . * ( فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ ) * 38 - مجمع : عموم قاريها با فتح يا قرائت كرده‌اند و از اعرج سكون يا نقل شده است و بعضى ( هدىّ ) با تشديد يا خوانده‌اند و اين لغت قبيله‌ى هذيل است مثل ( علىّ ، و لدىّ ) . و مقصود از كلمه‌ى ( هدى ) اقتداى پيغمبران است و دنبالگيرى از ادله و براهين الهى . * ( فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ ) * 38 - مجمع : يعقوب كلمه‌ى ( خوف ) را با نصب خوانده است و ديگران با تنوين رفع خوانده‌اند .