ابراهيم عاملي ( موثق )

42

تفسير عاملي ( فارسي )

چون ملايك مانع آن مىشدند بر ملايك خفيه خنبك « 1 » ميزدند مطَّلع بر نقش هر چه هست شد بيش از آن كاين نقش گل پا بست شد و نيز اين آيه مىفهماند كه چون ملائكه از راز آفرينش بىخبر بودند پس ما كه از آنها پائينتر هستيم بايد بى خبر باشيم و چون و چرا نكنيم . و نيز اين بيان دلدارى پيغمبر است كه خدا از طرف ملائكه بسؤال و اعتراض برابر شد . پس تو دلگير از اعتراض اعراب نباش . 4 - در * ( عَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ) * - شايد مقصود آن بوده كه به آن مردم بفهماند : خدا در نهاد پدر شما آگاهى بر آثار و نشانهاى موجودات وديعه گذاشت تا موجب توجّه آنها بشود بيك آفريننده و نيز وسيله‌ى اميدوارى بخودشان و توليد نيروى كار و ترقّى در آنها باشد ولى آيا خطاب بملائكه و جواب آنها و تعليم اسماء و خطاب دوّم بملائكه تا آخر . . مقصود از مجموع اين چهار آيه چيست ؟ آن مردم چه مىتوانستند بفهمند و ما چه مىفهميم ؟ اوّل : براى آنها ممكن است نظر به اين باشد : همان ملائكه و ارواح مقدّسه كه مورد تصديق شما است بنوع شما آدميزاد بدبين بوده‌اند بواسطه‌ى شرارتهائى كه در شما سراغ داشتند ولى خداوند پدر شما را مشمول عنايت خود قرار داد و امتياز علم و دانائى بموجودات و نشانه‌ى آنها را به او آموخت و ملائكه از آن امتياز محروم بودند و در برابر شخصيّت پدر شما فروتنى كردند پس شما هم از شرارتهاى خود دست برداريد و از معلومات پدر خود كه به ارث برده‌ايد استفاده كنيد و مشرك و وحشى و غارتگر و تنبل نباشيد و همين معانى مخصوص به قرآن بود كه با كمال فصاحت و شيوائى خاصّ آنها را به خود متوجّه مىكرد و از افكار شاعرانه و عشق و شراب و غارت و مفاخرتهاى بيهوده بر كنارشان ميداشت . حقايقى را روشن ميكرد كه در دل آنها ايجاد ايمان مىنمود بخصوص آنهائيكه با تورات سر و كار داشتند و از اين مطالب كم و بيش اطَّلاع داشتند و چون اين جمله‌ها

--> ( 1 ) خنبك دست بر هم زدن كه صداى آن بلند شود