حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
87
تاريخ قم ( فارسي )
اندك و گران و عزيز بود و همچنين در راههاى قم و آن ششاند طلسمى تعبيه كرد ، پس راههاى قم هميشه مخوف باشند و بدان سبب بليناس اين طلسمها بقم تعبيه كرد كه از اهل قم راضى و خشنود نبود سبب آنك چنانك روايتست كه اهل قم حقّ او نگزاردند و خدمتى كه لايق بود درباره او بجاى نياوردند ، و همچنين گويند كه بالاى سجّاران طلسمى از بهر ماران تعبيه كرد تا همه ماران به يك جا جمع شوند چون بليناس اين طلسم بالاى سجّاران تعبيه كرد همه ماران نواحى بكوهى كه بالاى سجّارانست بيك فرسخى جمع شدند و طلسمى ديگر به زير سجّاران تعبيه كرد از بهر كژدمان پس ازين جهت بدين نواحى و جوانب كژدم كماند و طلسمى ديگر برابر نمكستان بسى گز زمين از آن دور برابر درخت مملحه پنهان كرد تا آب آن چشمه همه اوقات جارى و روان بود مادام تا در تصرّف آن منع نكنند و بر آن خراج ننهند هر گاه كه سلطان وقت از آن كوه نمك منع كند و نگذارد كه از آنجا نمك برند يا خراج بر آن وضع كند در حال آن چشمه خشك شود و اين معنى معروفست و مشهور بارها تجربه و امتحان آن نمودهاند و طلسم ديگر از يسار نمكستان بسى گز تعبيه كرده است تا نفاصت آن آب بملاحت آن آميخته نشود و طلسمى ديگر از راست آن بسى گز زمين دور تعبيه كرده است از براى معدن ارزيز تا كسى آن را بنداند و نشناسد و طلسمى همچنين بسى گز زمين از پس آن پنهان كرد از براى معدن آهن تا كسى معدن آهن بنداند بدان موضع و دو طلسم بر كوهى كه مشرفست بر كوه نمك پنهان كرده است تا معدن زر و معدن نقره در آن كسى بنداند و پنهان و پوشيده باشد و اين در روزگار ملك قباد بوده است ، و چنين گويند كه عمر بليناس هزار و پنجاه سال بوده است و او بعد از دانيال پيغمبر بود ، و چنين گويند كه بليناس حكمت از بطلميوس آموخته است و بعضى ديگر گويند كه اين صفات كه ياد كرديم بر كوه خوشتر كه مشرف و مطلع است بر وادى اسحاق آنجااند بتخصيص معدن طلا و بر آن كوه عقاقير بسيارست از اطراف اهل فارس بدان كوه آيند و عقاقير چينند و جمع كنند ، و همدانى در كتاب خود آورده است كه قباد بليناس را فرمود كه در اقليم او آفات به بندد و طلسمات آن تعبيه كند بليناس چون بقم رسيد اين طلسمات كه برقى روايت كرد تعبيه كرد و ماران بسجّاران در كوهى جمع كرد و تا امروز در