حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
68
تاريخ قم ( فارسي )
مزارع خورّهاباد : جنداب و جوروكران و اسحاقآباد ، و خورّهاباد را دو كاريزست يكى را باد گويند و يكى را مهرين و همدانى در كتاب خود آورده است كه صرم از ناحيت قم است و اهل آن ديه را مهرهء است دعوى ميكنند كه آن طلسم سرماست چون فصل ربيع باشد و ترسند كه كشت ايشان و ميوه هاى ايشان از سرما نقصان يابد اين مهره را بيرون آرند و بر سر نيزهء بندند كشتهاى ايشان بسلامت بمانند و هيچ نقصانى در آن واقع نشود و سرما در آن اثر نكند باذن الله تعالى و قدرته ، [ 1 ] سيوبرد [ 2 ] و سينجرد اين هر دو ديه را سيب [ 3 ] و سين كه از اهل عجماند بنا كردهاند و اين هر دو ديه را كاريزيست بسيار آب و نام اين كاريز جبّ است چنين گويند كه آب هر دو ديه از آن هفتاد كس بوده است و هر يكى را برين كاريز رزى بوده است و حاصل هر رزى آن مقدار بوده است كه صاحبش با اهل و تبع و عيال بدان معاش كرده است و او را كفاف بوده است و ايضا اين هر دو ديه را كوشكى است بلند و محكم ، جروندكان جروند فارس آن را بنا كرده است و بدين ديه رزهااند و كوشكى حصين و كاريزى كه آن را [ 4 ] گويند ، جوان ، نميدانند كه بانى آن كه بوده است و اين ديه بر ده سهم نهادهاند و در قديم آن را قلعه نبوده است درين اواخر بنا كردهاند و راوى گويد كه دخل اين ديه هزار هزار دينار بوده است بواسطه معمورى و پاكى و زيادتى زمين و ريع آن ، ورزنه بانى آن نميدانند كه بوده است و گويند كه زمين آن صد جريب است از آن صد كس هر كسى را يكى و بسيار آب بوده است چنانچ از هر جريبى آنقدر حاصلشده
--> [ 1 ] - در كتاب محاسن اصفهان مافرّوخى اين حكايت را براى رستاق ورزنه آورده است كه : و بهذا الرّستاق فى قرى معينة خرزات تسمى بلغتهم مهره تَذَرْك و اذا غشيتهم سحابة ببرد اخرجوا تلك الخرزة و علَّقوها من اطراف حصونها فتقشعت السحابة و عن صحرائها من ساعتها ، ( رجوع بصفحهء 16 كتاب محاسن اصفهان طبع اينجانب كنيد ) ، و مترجم كتاب تاريخ محاسن اصفهان چنين نويسد كه : و همچنين درين ناحيت ( ناحيهء ورزنه ) در دهى معلوم آن اهالى مهرهايى باشد كه به زبان ايشان مهره تذرك گويند هر گاه كه ابر تگرگ باز ظاهر شود آن مهره ها را بر اطراف حصار قلعها و دزها در آويزند بقدرت لا يزالى هم در آن ساعت ابراز صحراى آن متقشّع و متفرّق گردد ، ( نقل از ترجمهء كتاب مافروخى كه محمد بن عبد الرضا العلوى الحسينى يا حسين بن محمد بن ابى الرضا العلوى الحسينى الآوى در حدود سال 730 هجرى نموده است ) [ 2 ] - شايد صحيح سيوجرد باشد ، [ 3 ] - خ ، ل : سب ، [ 4 ] - در اصل بياض ،