حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

66

تاريخ قم ( فارسي )

تخفيف كردند و گفتند خزادجرد . مقطعه ابن مقفع گويد كه اين ديه بيب بن جودرز [ 1 ] بنا كرده است و نام او به فارسى آبجويه است و او را آبجويه براى آن نام كردند كه بر كنار آب واقع شده بود و بعضى گويند كه نوشروان زنان مرازله را بعد از آن كه مردان ايشان را بكشته بودند بدين ديه فرستاد و فرموده كه ايشان را پليدترين و زشتترين و سختترين كارها مثل كوچه ها رفتن و مزبله ها را از نجاست پاك كردن عقوبت كنند و اين طايفه را به فارسى آبجويه ميخوانند يعنى اينها به نسبت با آن طايفه كه كشتند همچو آب جويست بعد از آن كه منقطع شود و در حفرها و گوها بماند و در اسلام مقطعه نام نهادند و سبب آن بود كه اصحاب و لشكر مهلب در آن وقت كه قطرى و اصحاب او بطبرستان بر مهلب زدند و برو غلبه كردند متفرق شدند و لشكر مهلب منهزم گشتند چون بمقطعه رسيدند پيرى مجوسى را بر آن ديدند از اهل جدل و كلام و بحث آن شيخ ازيشان پرسيد كه شما را چه مذهب و ملَّت و كيش است گفتند كه مذهب ما ضرر و زحمت بمردم رسانيدن و متعرّض ايشان شدن و فرزندان را كشتن شيخ گفت پيش از آنك بيم كنيد و حجت گيريد و اعلام كنيد و ايشان را باسلام دعوت كنيد و مردم را بديشان فرستيد و تعريف كنيد و مذهب و ملَّت خود بريشان عرض كنيد ، اصحاب مهلب گفتند كه بلى شيخ مجوسى گفت اين حركت و معنى و اعتقاد كه شما برآنيد در حالت كودكى الهام شما كرده‌اند يا چون بزرگ شديد و از اهل دانش و عقل گشتيد اين شغل بياموختيد گفتند ما آموخته‌ايم در حالت بزرگى و عقل شيخ گفت چگونه شما كه از اهل عقل و فكريد روا ميداريد از براى خود كشتن و غارت كردن و از ديگران روا نميداريد و فرزندان و آنها كه در شكم آبستناناند شما را از كجا معلوم شده است كه ايشان كافرند و كافر خواهند بودن پس بعضى ازيشان تصديق سخن مجوسى كردند و بعضى تكذيب او و متفرّق شدند و بعضى كشتن اطفال حرام كردند و بعضى بر آن باستادند پس اين ديه را از بهر آن مقطعه نام كردند كه اين طايفه ازينجا از يك ديگر منقطع شدند و متفرق گشتند و آن مجوس را طلب كردند تا او را بكشند كه در ميانهء ايشان تفرقه انداخت

--> [ 1 ] - معرب گيو بن گودرز مىباشد و اين نام به صورت ويو بن جودرز نيز ضبط گرديده ،