حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

61

تاريخ قم ( فارسي )

و همچنين ده محلَّه و درب بنا كرد و بعد از آن دو محلَّت و درب با آن اضافت نمود چنانچ مجموع دوازده باشند و بر در هر محلَّتى و دربى آتشكدهء بود و باغى بنا نهاد و كنيزكان و بندگان خود را در آن ساكن كرد و فرزندان و اعقاب ايشان الى يومنا هذا در آن مساكناند و بر يك ديگر افتخار ميكنند و جلين را بر خلاف اين حكايت و سخن هست انشاء الله كه در باب عجم ياد كنم ، اسفرآباد جلين آن را بنا كرده است از بهر پسر خود اسفرابد و بنام او نام نهاده و اسفرابد را حديثى هست آن را نيز در باب عجم ياد كنم ، اذينجشنسفاباد آن را جلين از براى پسر خود اذينجشنسف بنا كرده است و منسوبست به او ، نجوكاباد جلين آن را از براى پسر خود نجوكه بنا كرده است ، سرفت كيخسرو ملك آن را بنا كرده است و گويند چون كيخسرو بدين موضع رسيد كه سرفتست و آن دريا كه بود گرد بر گرد آن آبهاى كاريزها و رودخانه ها بدان درياچه روى نهاده بود كيخسرو [ 1 ] گفت كه اين موضع بس مناسبست از براى بنا نهادن و عمارت كردن بفرمود تا بدان موضع سرفت بنا نهادند و آن را سراف نام نهادند به زبان ايشان يعنى سراب و به عربى رأس الماء راوى گويد كه كيخسرو از شهر شير بدين جانب در [ 2 ] طلب اژدرها بيامد چون بدين ناحيت رسيد موضعى كه در آن اژدرها مىبود بكاويد و بشكافت اژدرها بگريخت و بر آن پشته رفت پس كيخسرو آنجا سرفت بنا نهاد و با او منجّمى بود كيخسرو را گفت كه اى ملك زود باشد كه بدين بطيحه يعنى جاى جمع شدن آب بنايى و عمارتى پيدا شود و اين آب بدين موضع بازخو شد چنانچ پنجاه گز بكنند تا به آب برسد و به كمتر از آن آب بيرون نيايد و زود باشد بدين بطيحه درين ساحت كه آب واقع شده است عمارتى بنا نهند و پس از آن مسكنهاى معموره بسيار واقع شود و در آن مساكن جمعى از متكبران و معجبان و اهل شادى و فرح و طرب و ناز و نعمت فرود آيند پس منجّم گفت اى ملك من بريشان اين حكم كردم [ 3 ] و اين كوه بلند كه بر اين ديه مشرفست و بر آن هيچ درختى و نباتى رسته نشده است و نيز در آن هيچ چشمهء آب نيست مجموع دليل حكم مناند و امارات و علامات بر آن و بعضى گويند كه كيخسرو ملك بر سر آن كوه كه نزديكست بديه سرفت قلعهء بنا نهاد و جبّه خانه گردانيد و آثار آن الى يومنا هذا باقيست .

--> [ 1 ] - خ ، ل : كيخسره ، [ 2 ] - خ ، ل : از ، [ 3 ] - خ ، ل ، راندم ،