حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
50
تاريخ قم ( فارسي )
ماهى بر شريطه مذكوره يعنى در هر ماهى ده روز به دو دفعه و گويند كه آب اين وادى در ايّام قديم در موضعى جارى بوده است كه آن را وادى عتيق گويند بنزديك دروازهء اصفهان بالاى قبّهء على بن عيسى طلحى و به زبان فارسى آن را رود گلفشان خواندهاند و اليوم مواضع روان شدن آن آب و آثار خرق و دريدن آن ظاهرست و مصبّ آن وادى بجانب رستاق سراجه بوده است پس آن موضع بسبب مرور آب مرتفع شد و آب از آن به زير افتاد از جانب چپ از طرف شهر تا آنگاه كه آب بكلَّى با اين ديگر جانب شهر كه اليوم رودخانه است افتاد و اين موضع بسبب رفتن آب منخرق و شكافته شد تا رودخانه گشت و آب آن بجانب قمرود روانه شد و برقى درين باب گويد كه ازين آب بقريه قارص يك جوى روانه گرديد پس بمرور ايّام آب آن موضع را ميشكافت و فراخ ميگردانيد تا رودخانه گشت و آبهاى تيمره بدان روانه شدند و آن وادى اينست كه اليوم آب در آن ميرود تا بدينجا حكايت برقى است و رودخانهء عتيق بعد از آن كه مدّتى مديد خشك شده بود بنزديك قريه جهستان و غيره ديگر باره چشمهاى آب زاينده شد مدّت سى و يك سال و آبهاى آن شور و بسيار بود و به چندين ضيعتها از رستاق سراجه و لنجرود ميرفت و ازين رودخانه با هر ضيعهء و مزرعه جويى بر گرفتند زيرا كه كاريزهاى سراجه آب بر آن غلبه كرد و مواضع آن بنشيب افتاد و جويهاى آن باطل گرديدند الَّا بعضى از آن تا بگاهى كه بكلَّى آب از آن منقطع شد و با حال اوّل گرديد و الله اعلم ، ذكر جويهاى قم و نواحى آن ، اول جويى كه به شهر روانه شد جوى سعد است كه آن را سعد بن مالك بن احوص روانه كرد بديهى و از گرد باديهء كه آن را احداث كرده بود بر در دروازه رى كه آن را سعد آباد ميخوانند و چنين گويند كه سعد مردان كارى را از قومشان و قناء آن و برزيگران معدّ كرد با كلنگها و بيلها و ساير اسباب و آلات حفر تا چون شب در آمد اين جوى را بر ميان شهر بر گرفت و آب را در آن روانه كرد و چون صبح صادق بر آمد آب را از شهر بيرون برده بود و بواسطه كثرت و بسيارى آن آب بر حدود سراهاى مردم روان شده بود و بر موضعهايى كه آن را حريم و مانع نبوده و بسبب آن منع مينمودند [ 1 ] ، و بعضى ديگر
--> [ 1 ] - خ ، ل : نمينمودند ،