حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
180
تاريخ قم ( فارسي )
جمع كنند و مراد به مرّه سه نجم و دفعاتست و بعضى ديگر گويند كه آن سراى را سراى شمره ميگفتند مأخوذ از شمار از سخن اهل عجم كه آن حساب و شمار است و همدانى در كتاب خود از مدائنى حكايت مىكند كه او گفت كه اوّل كسى كه زمين مساحت كرد و به پيمود و دواوين نهاد و حدود و خراج پديد كرد قباد بود و بحلوان ديوان خراج ساخت و آن را ديوان عدل نام نهادند و مجموع مال از هر وجهى و رسمى كه در مملكت فرس جمع كردند ده باره صد هزار هزار درهم بوده است و ملك چون يكنيمه از مال جبايت بستدى يكنيمه از براى مردم بگذاشتى مردم از فراخ دستى وسعت حال و خوشدل بودندى و چون بيشترى از يكنيمه بستدى مردم به قدر آن در زحمت بودندى و بديشان زيان رسيدى پس قباد از سواد صد و پنجاه هزار هزار مثقال جمع كرد و از عراق از براى انوشروان ششصد هزار حاصل گردانيد و از براى كسرى ابرويز خراج هجده مملكت او چهار صد هزار هزار و بيست هزار هزار برسيد و در بيوت اموال نهصد هزار هزار در حرز نهادند و صد هزار هزار در دستهاى جمهور مردم بگذاشتند پس مردم هلاك شدند و خراب گشتند تا غايت كه كنيزكى را بدرهمى ميفروختند و عبدالرحمن بن سليمان حكايت كرد كه مال اين اقليم هزار هزار درهم بوده است كه در دست رعيّت كم شده در دست سلطان زيادت شده و هر انچ در دست سلطان كم شده در دست رعيّت زيادت شده و اين مال باستخراج گنجها و معدنها و حواصل درياها بوده و مجموع هزار هزار درهم بوده و چنين گويند كه اول كسى كه بر زمين عشر نهاد كيقباد بود ، راوى گويد كه ملوك فرس سواد را دوازده رستاق شمرده بودند و شصت طسوج حساب كرده و طول زمين سواد از علس است كه آن شهرى است بر طريق و جادهء سرّ من راى تا عبادان و صد و بيست و پنج فرسخ و عرض آن از سر پشتهء حلوان تا بعذيب هشتاد فرسخ چنانچ طول او در عرض ضرب كنند ده هزار فرسخ بوده و هر فرسخ به ذراع مرسله دوازده هزار گز باشد و به ذراع هاشميه نه هزار گز و هر فرسخى صد و پنجاه اشل است و هر هزار فرسخ بيست و دو هزار و پانصد جريب زمين است چنانچ هزار فرسخ دويست و بيست و پنج هزار جريب بود و بسبب اجام و اكام و زمينهاى شوره و جويها و مواضع شهرها و ديههاى مسكونه و ميان كوچها دو دانگ