حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

149

تاريخ قم ( فارسي )

ذكر اطلاق و رهانيدن از [ 1 ] ضمان اهل قم را يعنى چون آن كس كه ضامن خراج خود شده باشد و ضمان نامه باز داده چون خراج خود بگزارد و خواهد يافتجه و وصول مال ضمان بستاند چقدر حقّ كاتب يافتجه و اطلاق نامه بوده است حال آنك حقّ الاطلاق وقتى بوده است كه خراج بقم بضمان و عقود بوده است و روانه گردانيدن غلَّات برقعهاى عمّال و توقيعات ايشان بوده است و اليوم خراج قم بضمان و عقد نيست بلكه خراج بر قانون مقرّر و دستور معيّن است بنام هر يك و حقّ اطلاق باعتبار خراج پيشين رسم كردند و آن بهر هزار دينار دو دينار بوده است . ذكر رسم جهبذ بقم و مراد بجهبذ شخصيست كه ارباب خراج او را بديوان آرند تا صاحب عهده شود كه مال و متوجهات ايشان به تمام بستاند و بديوان رساند و رسم در ايام سلطان چنان بوده است كه ارباب خراج بقم جهبذ را نصب كرده‌اند و او را ضامن شده و ضمان نامه با عمّال قم باز داده كه هر آنچ جهبذ از خراج بستاند و در دست و تحت اليد و قبض او آيد از وجوه اموال بعهدهء ايشان بود و برين قياس بريشان عقد نامها مىنوشتند و مينهادند و بر آن گواه ميگرفتند و من از عقد نامها نسخهء يافتم در بعضى از دفاتر قديمه عتيقه و آن اينست : هذا كتاب لعبد الله بن جعفر الامام المقتدر باللَّه امير المؤمنين اطال الله بقائه كتبه له من وقع بخطه فيه و اشهد على نفسه فى هذا الكتاب من اهل الخراج بكورة قم العرب منهم و ابناء العجم ان فلان بن فلان عامل امير المؤمنين على اعمال الخراج و الضّياع لسنة كذا و بقايا ما قبلها طالبنا باقامة جهبذ تجرى على يده اموال الخراج و الضّياع و ما يجرى معهما بقم اذا كان الرّسم جاريا علينا بذلك و علينا يجب اقامة الجهبذ و ضمانه بنفسه و بصحة ما يجرى على يده فاخترنا لذلك فلان بن فلان الجهبذ و نصبناه جهبذا تجرى على يده اموال هذه الكورة لهذه السنة الخراجية و بقايا ما قبلها و تضمّناه بنفسه و ما يجرى معه ببلدنا لهذه السّنة و بقايا ما قبلها و بعدها و ما يجب

--> [ 1 ] - در نسخه اصل : در ،