حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

11

تاريخ قم ( فارسي )

و ابد الدّهر نام ايشان باقى ماند و اگر فضلاء ما تقدّم اخبار و روايات و قصص و سير و آثار ملوك و سلاطين و وزرا و امرا و اعيان و مشاهير جمع نكردندى مجموع آثار حميده و اخبار جميلهء ايشان محو و ناچيز شدندى و اعوام و ملوك متساوى شدى و اهل كرم از اهل لئام و محامد از مذام و فاضل از مفضول جدا نشدى چه تلاوت و قرائت اخبار در هر قرنى و وقتى محبوب بوده است و مذاكرهء بر آن مرغوب و غير مكروب چنانچ من يافتم در رسالهء اسد بن عبد الله البسطامى النطَّار كه او فرمود كه من از شيخ امين رحمه الله شنيدم كه او فرمود كه اگر ملوك و سلاطين بدانند و بشناسند آن لذّت و شوق كه در مذاكرات و مباحثاتست بشمشيرها و تيغها به روى ما بيرون آيند و با ما مجادله و مضاربه كنند و ما را بر آن نگذارند و يك ساعت و يك لحظه از آن غافل نشوند و به عمل و شغلى ديگر مشغول نگردند ، دوم - آنكه بكرّات از ابو الفضل محمد بن الحسين العميد رحمه الله شنيدم كه او تعجّب مينمود و ميگفت سخت عجيب است كه اهل قم اخبار قم با سرها ترك كرده‌اند و ايشان را در آن كتابى نيست و همچنين شعرى از اشعار جعفر بن محمد ابن على العطار پيش ايشان نيست و پيش او شعر ابى جعفر از بهترين شعرها بوده زيرا كه او در آن معانى لطيفه اختراع كرده و بر نظراى خود از رودكى و رازى بدان شعر فايق شده و ابو الفضل در حق او فرموده كه ابو جعفر در روزگار خود همچو امرء القيس است در روزگار خود پس جمع كردم از براى ابو الفضل بعضى از شعر ابو جعفر جز از آن اشعار كه از براى خزانهء مولانا ادام الله نعمائه جمع كرده بودم و بسبب غايب شدن من از شهر قم در جمع اين اخبار توقّفى افتاد چون توفيق به آن دست داد جمع كردم ، سيم - در تصنيف اين كتاب آنك از آن گاه باز كه ابو عبد الله حمزة بن حسن اصفهانى كتاب اصفهان تصنيف كرد و در شرح قصص و اخبار قم هيچ شروعى نكرد و برادرم ابو القاسم على بن محمد بن الحسن الكاتب مرا گفت كه چون به شهر قم رسيدم تفحّص بسيار كردم باشد كه كتابى از اخبار قم بدست آرم مقدور نشد پس بغايت من حريص گشتم بر تصنيف اين كتاب و بيشتر اين اخبار در مدّت حكومت برادرم بقم