حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

143

تاريخ قم ( فارسي )

دستور بوده و در سنهء خمس عشر و ثلثمائه [ 1 ] پنج دانگ دينارى بسبب ابن داود و جهبذ زياده گردانيدند چنانچ شصت و هفت دينار و نيم شده و در سنهء ست عشر و و ثلثمائه [ 2 ] چهار دينار و نيم زياده شده بسبب قسمت هرون عرب ، الحال چنانچ ضريبهء خراج هفتاد و دو دينار گشته و در سنهء سبع عشر و ثلثمائهء [ 3 ] زياده بر آن گشته بسبب قسمات ، قسمت اوّل سه دينار و نيمدانگ و اقطاع پسر مهدى جهبذ جهت خلل آوردن و و تلف كردن او دو دينار و دو دانگ دينارى ، قسمت ثانيه سه دينار و دو دانگ دينارى و در سنه ثمان عشر و تسع عشر و ثلثمائه [ 4 ] قرار بهفتاد و دو دينار شده و بيشترين مردم برين دستور [ 5 ] مال و خراج ميرسانيدند و بعد از آن با هفتاد و دو دينار كردند پس از آن كسورات منسوبه و معروفه بعجز و تكمله و اضافت ميكردند و همچنين هر كس كه خلل بمال او در مىآمد بسبب عجز ارتفاع او از ضمان او عجر ضمان او بر ساير ارباب خراج قسمت مينمودند تا غايت كه ضريبهء خراج در ايّام عمّال و گماشتگان و كاركنان ماكان بن كاكى و اسفار بن شيرويه الديلميّين و مرداويج بن زياد جيلى و و برادر او وشمگير به دويست دينار برسيده بهر هزار درهم دويست دينار ميرسانيدند و زياد بر آن و همچنين حال ارباب خراج بقم با عاملان قم بوده در الحاق عجز ديگران بضمانات توانگران تا آنگاه كه شيخ ابو الحسن عباد بن العبّاس وزير ركن الدوله رحمهما الله در سنهء خمس و ثلثين و ثلثمائه [ 6 ] بقم رسيد و در آن سال عامل قم ابى على حسن بن محمّد قمى بود جمعى از ارباب خراج بقم مانده بودند تظلَّم و شكايت نمودند و گفتند كه هر كس كه ارتفاع او از ضمان ناقص مىآيد نقصان رسد او بر ما قسمت مىكنند و ما از آن در تنگ و زحمتيم ابو الحسن عباد اين حالت را بغايت مستعظم و بزرگ و ناموجه يافت و منكر آن شد و فرمود كه چون هر عامل كه بقم آيد و خراج ديگران كه در اداى آن عاجز شوند بر ساير ارباب خراج حوالت نمايد بدان رسد و بدان كشد كه همه عاجز و مضطر و درويش و بد حال گردند و خراج بكلَّى خلل پذيرد و بر افتد و شهر خراب گردد ابو الحسن عباد اين معنى و حركت بغايت ناموجه و غير محمود يافت و بسى تفريغ و توبيخ نمود بعد از آن بفرمود تا دستور خراج و دفاتر ديوان و

--> [ 1 ] 315 هجرى ، [ 2 ] 316 ، [ 3 ] 317 ، [ 4 ] 318 و 319 ، [ 5 ] - در اصل : دستور بود ، [ 6 ] 335 ،