حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
103
تاريخ قم ( فارسي )
در مساحت ضيعتهاى ايشان وعده هاى مرغوبه داد پس اهل قم به دو و بصحبت او بقول و فعل او مائل شدند پس از آنك مصقلة بن اسحق و محمد بن عامر بن سعد ايشان را نهى ميكردند و ميگفتند كه اليسع بدين سخنان ميخواهد كه شما را بفريبد ايشان متنبّه نشدند و باز نايستادند پس اليسع ابتدا كرد بمساحت قم تا مال آن بهشت هزار هزار درهم برسانيد و رفع كرد و دو نسخه ناطقه بدان بنوشت و آن هر دو را در پاره كتان پيچيد و به انگشترى خود مهر كرد و در سراى محمد بن هاشم بسپرد تا بوصيف تركى برساند و او به حضرت خليفه برد و محمد بن عامر بر آن حيلت كرد تا آن مساحت را باطل گردانيد چنانچ شرح آن بيايد و بعضى ديگر گويند كه اين مساحت در روزگار والى و حاكم شدن يحيى بن هرثمه بود به شهر قم و آل سعد بعد ازين مساحت بصحبت او ميل كردند و او را در شهر بردند و بميدان اليسع فرود آوردند پيشتر از آن بكميدان فرود آورده بودند و اين روايت متفاوتست و از خلافى خالى نيست زيرا كه يحيى در سنهء ثلث و اربعين و مائتين [ 1 ] والى قم شد در روزگار خلافت متوكل چه اگر اين مساحت درين وقت بودى محمد بن مجمّع ياد كردى و مساحت ابى الجارود ياد نكردى و من كه مصنّف اين كتابم كتابى از آن محمد بن مجمّع خواندهام و نسخهء آن اينست : اين كتابيست مشتمل بر آنك جمعى از شهود كه در آخر اين كتاب نام ايشان بردهاند گواهى دادند در تاريخ شعبان سنهء خمس و خمسين و مائتين [ 2 ] بنزديك محمد بن مجمع عامل امير المؤمنين اطال الله بقائه بر خراج كوره قم كه حصّه معروفه بحصّه عبد الله جشنسفيار ملقّب به اوشته و هندو بن وار در قريه طريزناهيد از رستاق ساوه از كورهء قم و آن يك جزو است از جمله هشت جزو كه عبارت از مجموع اين قريه معروفه مسمّاة است درين كتاب از عبد الله بن جشنسفيار و هندوى بن وار و ايشان مالكاند بتمليك صحيح شرعى و در دست ايشان جارى و نافذ بحقى ثابت و ملكى صحيح و صريح در قديم الدّهر بتصرّف ايشان و مساحت اين حصّه مرتفع و نامزد شده بنام ايشان فى سنة سبع و عشرين و مائتين [ 3 ] جز از آنچ بعد از آن بخريدند و مال ايشان بر حوالت كرده شده در ديوان خراج بكوره قم نوشته آمد و گواهانى كه درين كتاب نام ايشان مثبت بوده اين جماعتاند : عبد الله بن عامر بن عبدويه ، حسن بن على بن
--> [ 1 ] 243 هجرى ، [ 2 ] 255 هجرى ، [ 3 ] 227 هجرى ،