المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )
67
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
سلوك كنى و زايد بر او از ما نطلبى . مستغرقا في نعمه ، قاصرا عاجزا عن درك غاية شكره . و نيز از جملهء شكر الهى ، اعتراف نمودن شاكر است به آن كه او ، مستغرق نعمتهاى او است و در هيچ آنى از آنات نيست كه به نعمتهاى جسيمهء او ، متنعّم و به تفضّلات عظيمهء او ، متفضّل نباشد . و انّى يلحق شكر العبد نعمة الله ؟ و متى يلحق صنيعه بصنيعه ؟ و العبد ضعيف لا قوّة له ابدا الَّا باللَّه . يعنى : كجا مىرسد شكر بندهء ضعيف ، به پايهء نعمت جسيم عظيم الهى ؟ ! و كى مىتواند رسيد كار بنده كه شكر باشد ، به كار الهى كه نعمت باشد ؟ ! چرا كه بنده حقير و ضعيف است و در نهايت ناتوانى ، و خداوند عالم بزرگ است و در غايت بلندى . چنان كه ميان خودشان مناسبت مفقود است ، در ميان فعلشان نيز ، ملايمت معدوم است . و چنان كه او غنىّ مطلق است ، اين محتاج مطلق است ، و قدرت هيچ كار ندارد ، مگر به مدد او . پس با وجود اين همه مباينت ، چه طور فعلش مناسب فعل او باشد ؟ ! و كارش ملائم كار او ؟ ! و الله غنىّ عن العبد ، قوىّ على مزيد النّعم على الابد ، فكن لله عبدا شاكرا . يعنى : چون ، دانستى كه خداوند عالم غنىّ مطلق است و انحاى احتياج از او مسلوب است ، پس به طاعت و بندگى بنده ، احتياج ندارد . و چون قادر مطلق است و به همهء ممكنات توانا است ، قدرت دارد بر زياد كردن نعمتهاى بندگان . پس هر گاه خداوند عالم ، غنىّ مطلق باشد و تو در جميع چيزها محتاج به او باشى و او از تو مستغنى باشد ، پس بر تو لازم است كه ، دقيقهاى از شكر گزارى او فرو نگذارى ، و به هر چه مأمورى بجا آرى ، تا كارهاى تو از او ساخته گردد . و در دنيا مخذول و در آخرت مغبون نباشى . و به اين معانى مذكوره اشاره كرد و گفت :