المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )
65
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
يكى - دنيوى بودن ، نه اخروى . دوم - آن كه عظيمتر از اين نيست ، با آن كه ممكن بود كه از اين عظيمتر باشد . سوم - آن كه موافق رضاى الهى است . چهارم - اميد ثواب و عوض است ، در آخرت . و بعضى دو نعمت ديگر بر او افزودهاند : يكى - زايل شدن اين محنت . دوم - از جانب خدا بودن . و بعضى مىگويند كه : سختيهاى دنيا ، نعمت است حقيقتا ، چرا كه به ازاى اين محنتها و مصائب ، در عاقبت منافع عظيمه و مثوبات جزيله مقرّر است . كه مشقّت اين شدائد و محن ، در جنب آن عوضها محو و مضمحلّ است . مثل طبيبى كه از براى دفع كوفت صعبى ، دواى كريه به مريض دهد و فصدش فرمايد ، هر چند دوا كريه است و فصد و حجامت زحمت ، امّا در جنب شفا و عافيت ، نعمت است . پس به ازاى اينها ، شكر لازم است نه صبر تنها . و مؤيّد اين ، از حضرت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله مروى است كه در محنت مىگفتهاند : « الحمد لله على ما ساء و سرّ » . و نيز در ميان علما ، خلاف است كه فضيلت شكر بيشتر است يا صبر ؟ بعضى بر آن هستند كه شكر افضل است و مرتبهء شاكر از مرتبهء صابر ، بلندتر است . و دليل ايشان ، آيهء مذكور است و نيز در تعريف حضرت نوح صلَّى الله عليه و آله ، حضرت بارى « عزّ اسمه » فرموده است كه : * ( إِنَّه كانَ عَبْداً شَكُوراً ) * ( إسراء - 3 ) ، و در تعريف حضرت إبراهيم صلَّى الله عليه و آله فرموده است كه : * ( شاكِراً لأَنْعُمِه ) * ( نحل - 121 ) . و دليل ديگر ، قول مشهور است كه : « ان أنعم فاشكر ، احبّ إلىّ من ان ابتلى فاصبر » ، يعنى : اگر نعمت داده شوم من و شكر آن نعمت بجا آرم ، به از آن است كه مبتلى شوم به بلايى و صبر كنم . و بعضى مىگويند كه : مرتبهء صبر ، بلندتر از مرتبهء شكر است و ثواب آن بيشتر ، چرا كه مشقّت صبر عظيمتر است ، پس به مقتضاى : « افضل الاعمال أحمزها » ، ثواب صبر ، بيشتر باشد و مرتبهء او فاضلتر . و ديگر آن كه خداى تعالى تعريف صبر