المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )

45

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

اشكال نيست . چرا كه حديث اوّل ، دلالت دارد كه بهترين عملها ، نيّت است و حديث دوم ، دلالت دارد كه فاضلترين هر عمل ، هر عملى است كه دشوارتر باشد . بعضى از علما جهت دفع اين اشكال ، گفته‌اند كه : مراد از حديث اوّل ، اعتقاد حقّ ، است و شكَّى نيست كه اعتقاد حقّ به از عمل است ، چرا كه اعتقاد درست ، موجب خلود بهشت است ، چنان كه اعتقاد باطل ، باعث خلود جهنّم است . به خلاف عمل ، كه هيچ عمل نيست كه موجب خلود بهشت يا دوزخ باشد . و اين معنى را از حديث نيز استنباط مىتوان كرد ، كه شخصى از يكى از ائمّه عليهم السّلام پرسيد كه : مؤمنى كه سى سال يا بيشتر يا كمتر ، عمرش گذشته باشد ، به چه سبب به اين عمل قليل مستوجب خلود بهشت مىشود و در كافر به عكس ؟ حضرت فرمود كه : چون نيّت مؤمن اين است كه : هر چه قدر در دنيا باشد ، به همين اعتقاد باشد كه دارد ، و كافر نيز همچنين . از اين جهت او مستحقّ خلود جنّت است و اين مستحقّ خلود جهنّم . بنا بر اين ، معنى حديث چنين مىشود كه : طبيعت نيّت ، به از طبيعت عمل است ، گو در ضمن فردى باشد و اين اندكى دور است . و ممكن است كه معنى حديث دوم اين باشد كه : اشقّ هر عمل ، فاضلتر است از غير اشقّ آن عمل ، مثل نماز به حضور قلب و اطمينان خاطر ، افضل است از نماز بى حضور و اطمينان ، و روزه در روزهاى گرم و بلند ، فاضلتر است از اوقات ديگر . پس مىشود كه نيّت هر عمل ، فاضلتر از نفس عمل باشد و عملها مختلف باشند در شدّت و ضعف و قلَّت ثواب و كثرت ثواب ، و في الواقع نيز چنين است ، چرا كه نيّت خالص ، كه به هيچ وجه از وجوه ، مخلوط و مغشوش به غير نباشد ، به مراتب شتّى ، اشقّ است از نفس عمل ، هر چند عمل جهاد يا حجّ باشد . يا معنى حديث اوّل ، اين باشد كه : چون عبادت و طاعت تمام نمىشود مگر به دو جزء ، يكى بدن و يكى دل و اين يك جزء كه دل است ، بهتر است از جزء ديگر كه بدن است . پس نيّت كه عمل قلب است ، هم فاضلتر باشد از عمل جوارح و اعضاء ، چرا كه مقصود از عمل تن ، آن است كه صفت دل بگردد و عكس نيست . ديگر اينكه نيّت ، اصل است و متبوع است و عمل ، فرع است و تابع ، و شكّ نيست كه متبوع ، افضل است از تابع .