حمد الله مستوفي قزويني

57

تاريخ گزيده

رفتند . آنجا تنگى بود ، خوردنى نمىيافتند . از عيسى در خواستند تا جهت ايشان از آسمان طعام آورند . بدعاى عيسى سه روز ، سفرهء بريان ، ماهى و تره مىآمد ، چنان كه همه سير مىخوردند . جمعى منكر شدند و آن معجزه را جادوئى خواندند . حق تعالى ايشان را مسخ كرد و خوك گردانيد . ديگر باره عيسى با بيت المقدس آمد . جهودان قصد كشتن او كردند ، بگريخت . جهودان از حواريان شمعون [ 1 ] را بگرفتند . و عيسى را ازو طلبيدند ، نشان نداد ، و در عيسى كافر نشد . يودس [ 2 ] را بگرفتند . اوسى درم رشوت بگرفت و عيسى را بديشان نمود . جهودان خواستند كه عيسى را بگيرند ، حق تعالى عيسى را از چشم ايشان پنهان كرد و صورت او بر ايشوع مهتر جهودان افكند . او را بگرفتند ، هر چند فرياد كرد كه ايشوعم فايده نداد . ايشوع را صلب كردند و عيسى به آسمان رفت . عمرش سى و دو سال و يك ماه بود . ايشوع هفت شبانروز بر درخت بماند . مريم هر شب بپاى درخت رفتى و بگريستى . شب هفتم حق تعالى عيسى را از آسمان فرو فرستاد تا مريم را بديد و دل مريم را بياراميد و يحيى بن زكريا و هفت كس از حواريان عيسى را بديدند و آن شب با عيسى بهم بودند . عيسى ايشان را پندها داد . از آن مختصرى ياد كنيم . گفت : مياموزيد حكمت [ جزاز ] [ 3 ] اهل حكمت را كه سعى ضايع كرده باشيد و بر حكمت ظلم كرده و منع مكنيد اهل حكمت را از آموختن حكمت كه بر ايشان جور كرده باشيد . چون طبيب حاذق باشيد كه مداوا مكنيد الا بموقع . و گفت در عجبم از بنى آدم كه در كار دنيا سعى و عمل مىكند و رزق بىواسطهء سعى و عمل به او خواهد

--> [ 1 ] - يعنى شمعون پسر يوحنا و ملقب به پطرس [ 2 ] - يعنى يهوداى اسخريوطى [ 3 ] - ك ، ف : [ غير ]