حمد الله مستوفي قزويني
796
تاريخ گزيده
دينار سرخ بود و راتب مطبخش هر روز ششصد من نان و صد و بيست من گوشت به وزن قزوين بود و با وجود چنين نعمت وافر و خرج فراوان لباس فاخر نپوشيدى . وفات او در سنهء اربع و ثمانين و اربعمائه . ازو يك دختر ماند . اين همه املاك و اسباب در دست او تلف شد و او بعد از آنكه به قوت محتاج شد و مردم در حق او بتصدق انعام كردند ، در گذشت . بر ارباب ثروت و اصحاب نعمت واجب است امثال اين حكايات در نظر آوردن و باسباب دنياء دنى غره نبودن و در توشهء راه عقبى كوشيدن . بيت بمال غره مباش و بزندگانى شاد * كه مال آب [ 1 ] روان است و زندگانى باد [ 2 ] [ بعد از او عماد الدوله بوزان بن الفقشت غلامزادهء سلطان ملكشاه سلجوقى والى قزوين شد . پس از او پسرش الفقشت متصدى آن شغل بود و ايشان پنجاه و يك سال حاكم بودند و چون بيشتر اوقات بملازمت سلاطين مشغول بودندى ، مملوكشان زاهد خمارتاش كفيل مهمات قزوين بود . او را در قزوين و در مكه [ 3 ] ، هم جهت قزوينيان آثار خير بسيار است . وفات زاهد خمارتاش سنهء ثلاثين و خمسمائه [ 4 ] . چون زاهد خمارتاش تائب شد و ترك اشغال ديوانى كرد ، عيسى نصرانى پيشكار ايشان بود . چون الفقشت بن بوزان در گذشت ، ائمهء قزوين بدار الخلافه رفتند و التماس والى كردند . مقتفى خليفه ، غلام خود يرنقش باز دار را بحكومت و ايالت قزوين فرستاد ، در سنهء خمس و ثلاثين و خمسمائه . او و فرزندانش صد و شانزده سال حاكم بودند . املاك و اسباب فراوان بر ايشان جمع شد . آخرين ايشان ملك ناصر الدين [ 5 ] بن مظفر الدين الب ارغو بن يرنقش باز دار بود ] [ 6 ] چون نوبت دولت [ 7 ] مغول رسيد ، به حكم يرليغ منگوقاآن ، ملك سعيد
--> [ 1 ] - ب : گنج [ 2 ] - ب : زندگى بر باد [ 3 ] - ر : و هم در مكه [ 4 ] - ر ، م : ثلاث و خمسمائه [ 5 ] - در هر دو نسخهء سفيد گذاشته شده [ 6 ] - قسمت بين دو قلاب در نسخهء ب نيست . در نسخهء ق ، ف : ناصر الدين بن مظفر الدين الب ارغون بن يرنقش [ 7 ] - ف ، ب ، م ، ر : چون دولت بدور مغول .