حمد الله مستوفي قزويني

794

تاريخ گزيده

بود و چون جاى حجاج به يزيد بن مهلب دادند و بعد ازو به قتيبة بن مسلم و بعد از او به نصر بن سيار ، كسان ايشان ولاة قزوين بودند و چون دولت به بنى عباس رسيد و وزارت به برامكه مفوض [ 1 ] شد ، عراق عجم و خراسان بديشان مخصوص بود و بعد از ايشان به على بن عيسى بن ماهان و بعد از او بطاهريان تعلق گرفت ، همچنين والى از قبل ايشان بودى و هر چند گاهى يكى آمدى و ذكر تمامت تطويلى دارد چون نوبت خلافت به معتصم بن هارون الرشيد رسيد ، حال تغلب ديالمه و تسلط ايشان بر قزوين بسمع او رسانيدند گفت اهم مهمات ما تدارك اين قضيه است كه ديلمان بدترين و محيلترين و دليرترين دشمنان مااند [ 2 ] . اگر ايشان قزوين را مسخر كنند ، نه بس دير ، زود باشد كه از زير سرير [ 3 ] من سر بر آورند . به جهت التفات خاطر [ 4 ] باحوال آن بقعه ، آن را از تصرف حكام عراق و خراسان مفروز كرد و چهاردهم پدرم ، فخر الدوله ابو منصور كوفى ، از تخم حر بن يزيد رياحى ، را بامارت لشكر و ايالت بدين ثغر فرستاد ، در سنهء ثلاث و عشرين و مأتين . او و فرزندان او كه همه را فخر الدوله [ 5 ] لقب بود و نام و كنيت متفاوت ، قرب دويست سال بدان قيام نمودند . در اول بيست و هشت سال به حكم خلفا حاكم بودند . چون الداعى الى الحق حسن بن زيد الباقرى ، در سنهء احدى و خمسين و مأتين بر اكثر عراق عجم مسلط شد ، دو سال بفرمان او [ 6 ] بودند . چون موسى بن بوقا به حكم معتز خليفه او را ازين ملك دور كرد ، سى و هشت سال به حكم خلفا والى بودند . چون سامانيان باقريان [ 7 ] و بنى ليث را بر انداختند و بر طبرستان و مازندران و بعضى عراق نيز مستولى شدند ، دو سال الياس بن احمد سامانى والى بود و در سنهء اربع و تسعين و مأتين ، باز به حكم خلفا ، ايالت بدوازدهم پدرم فخر الدوله ابو على تعلق گرفت بيست و هفت سال حكم كرد . چون ديالمه در سنهء احدى و عشرين و ثلاثمائة بر اكثر ايران پادشاه شدند ، صد سال در عهد ايشان حاكم

--> [ 1 ] - ب ف : تفويض رفت [ 2 ] - ر : مايند [ 3 ] - م : سر من [ 4 ] - ر : خاطره باحوال [ 5 ] - ب : فخر الدوله ابو منصور [ 6 ] - ر : بفرمان او حاكم [ 7 ] - مقصود علويان طبرستان است .