حمد الله مستوفي قزويني
746
تاريخ گزيده
كمال الدين اسماعيل اصفهان [ 1 ] نظم خوب دارد و خيالات شيرين انگيخته [ و رسائل بكمال دارد . منها الرسالة القوسية . در فترت مغول در اصفهان شهيد شد و به خون خود اين دو رباعى ] [ 2 ] بر ديوار نوشت : شعر دل خون شد و شرط جانگدازى اينست * در مذهب ما كمينه بسازى اينست با اين همه هم هيچ نمىيارم گفت * شايد كه مگر بنده نوازى اينست و له [ كو دل كه دمى بر وطن خود گريد * بر حال من و واقعهء بد گريد دى بر سر مردهاى دو صد گريان [ 3 ] بود * امروز يكى نيست كه بر صد گريد ] [ 4 ] كافى كرجى و هو ابو الفرج احمد بن محمد مداح مجد الدين علاء الدوله [ 5 ] همدانى بود [ 6 ] [ به اول فترت مغول در گذشت . به زبان كرجى اشعار خوب دارد . دو [ 7 ] سه بيت نوشته شد ، از جهت تبرك
--> [ 1 ] - در نسخه م قبل از كمال الدين آمده است : قنادى ولى . بدون هيچگونه توضيحى . [ 2 ] - ب ندارد [ 3 ] - ف : شيون [ 4 ] - در نسخه ب . ق نيست [ 5 ] - ف ، ر : عماد الدوله [ 6 ] - ق تا اينجا بيشتر ندارد [ 7 ] - ر : سه بيت . در نسخهء م چنان كه در متن نقل شد ، با اينكه نوشته شده « دو سه بيت » ، شش بيت آمده ولى در نسخهء ر سه بيت بيشتر نيامده بدين ترتيب : مكرودى كانه و دى حلان هما * نه ركشان ماندونه بوسكلشان هندو سازمانه كوركامك و رسان سرين * حرامك و مردى بدبرند روزشان برسا چه نه كه واجى كه كره هزار دينار سره * بدان كلاه كوه سى هرى مرنه كواه