حمد الله مستوفي قزويني
732
تاريخ گزيده
شده ز فرط هنر خسرو سرير مقال * خرد ز جان و ز دل بندگيت ورزيده توئى سلالهء بكران و طبع نازك تو * بخوبروئى بكران نظم كوشيده ز بوستان ضمير [ 1 ] تو نسخهاى بودم * كنون ز بنده كسى [ نسخه را [ 2 ] ] بدزديده اگر تو لطف كنى ديگرى فرستى باز * سزا بود بسزاوار خويش بخشيده بمان هميشه سزاوار در جهان هنر * ز جام فضل [ و هنر آب لطف [ 3 ] ] نوشيده رودكى و هو [ ابو عبد الله جعفر بن محمد [ 4 ] ] مقدم شعراى فرس است و پيش ازو اهل عجم نيز شعر عربى گفتندى . معاصر امير نصر سامانى بود . اشعار بسيار دارد ، اما اندكى مشهور است و در تاريخ منوچهر ( ؟ ) [ 5 ] خواندم كه او را هفتصد هزار بيت شعر بود و در آن تاريخ اشعار او بسيارست . كليله و دمنهء فارسى منظوم از منشآت اوست . [ اين بيت از آن جاست : اندر آن شهرى كه موش آهن خورد * باز پرد در هوا كودك برد ] [ 6 ] رفيع الدين لنبانى لنبان دهيست از ولايت اصفهان و او معاصر [ 7 ] بود . اشعار خوب دارد . ديوانش مشهور است . [ 8 ]
--> [ 1 ] - م : فضيل - ب : مقال [ 2 ] - ر : هست آن - ب : هست و آن [ 3 ] - ب . مل علم و عقل [ 4 ] - م فقط - در نسخهء ر سفيد گذاشته شده [ 5 ] - ق : منوحبى ( ؟ ) - ر ، م : [ تاريخ خواندم ] [ 6 ] - م فقط [ 7 ] - م ، ق ، ر [ 8 ] - شرح حالش در نسخهء ب نيست . تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندى : « از اقران خواجه جمال الدين محمد عبد الرزاق است . . . در اوان جوانى از جهان فانى برياض جاودانى تحويل نمود و اثير الدين اومانى اوصاف سخنورى او را بسيار بنظم آورده و رفيع معاصر سعيد هروى است . . . ديوان رفيع و اثير الدين اومانى در عراق عجم بسيار محترم و عزيز است و شعر اين هر دو شاعر را شهرتى تمام است اما در خراسان و ما وراء النهر متروك است . » .