حمد الله مستوفي قزويني

727

تاريخ گزيده

شعر كيله امرؤ كمندان تاو مىدا * كو ز من وا بروشها لاو مىدا سنبلانش دول وارى همى كرد * نرگسانش جه سيبان آو مىدا واش به برده بدواشامه اج سر * گونه آيش بسو در تاو مىدا جمن چين آذرش آوى رهاى يار * ور نه جان منش اولاو مىدا سيد جمال الدين كاشى معاصر ابقاخان بود : اشعار جد و هزل نيكو دارد و ترجيعى در جواب سعدى شيرازى گفته است . مطلعش اينست : شعر من مستم و رند و لا ابالى * وين شيوه مراست لا يزالى با مشغلهء جهان چكارم [ 1 ] * مىخواهم و يار و جاى خالى خمخانه و كوى يار يك دل * هرگز نگذارم آن حوالى [ 2 ] خشت سرخم كنم ببالين * خاك در آن صنم نهالى [ 3 ] عشق است حرام بر تو اى دوست * گر هيچ نه در پى وصالى از عشق بتان خلاصه وصل است * باقى است [ 4 ] وساوس خيالى سعدى كه نشست و صبر مىكرد * بود از سر عجز و سست حالى [ 5 ] من اشرف ثانيم [ 6 ] نه صابر * وندر سرم اين هوس كه حالى برخيزم و دست يار گيرم * بى يار چرا قرار گيرم سيد حسن غزنوى معاصر سلطان بهرامشاه [ 7 ] غزنوى بود . اشعار خوب دارد ، گويند بوقت آنكه به زيارت رسول الله صلى الله عليه و سلم رفته بود . منعت آن حضرت ترجيع « سلموا يا قوم » گفته :

--> [ 1 ] - ب ، ق : چه شغلم [ 2 ] - بيت در نسخهء ب نيست . [ 3 ] - نهالى به معناى تشك هم اكنون نيز در دهات خراسان و يزد معمول و زنده است و عوام نهلى گويند . ر . ك : ايضا غياث اللغه . [ 4 ] - م : باقيش [ 5 ] - ر : دست خالى [ 6 ] - ب : ثابتم [ 7 ] - ب : سلجوقى غزنوى