حمد الله مستوفي قزويني

606

تاريخ گزيده

عاشر شوال سنه ثلاث و سبعمائة بحدود قزوين در گذشت هشت سال و نه ماه پادشاهى كرده بود . سى سال عمر داشت . شخص او را به تبريز بردند و در گنبدى كه جهت خوابگاه [ 1 ] ساخته بود دفن كردند . در تخمه پادشاهان مغول ، پيش ازو هيچ پادشاه را گور آشكارا نبود . در عهد او تاريخخانى را كه اكنون [ در ديوان [ 2 ] ] حساب بدان مىكنند ، در ثانى عشر رجب در سنه احدى و سبعمائة وضع كردند . الجايتو سلطان خدابنده محمد بن ارغون خان بن ابقاخان بن هولاكوخان بن تولى خان بن چنگزخان چون در خراسان خبر وفات برادر بشنيد ، عمزاده اش الافرنك و امير هورقداق را كه بزرگترين امراى خراسان بود ، بسبب آنكه در دل مخالف او بودند ، [ نابيوسان بر سر تاختن آورد ] [ 3 ] و ايشان را قهر كرد و بدار الملك تبريز آمد و در خامس عشر ذى الحجه سنه ثلاث و سبعمائة بر تخت نشست . [ بيست و سه ساله بود [ 4 ] ] . ولادتش در ثانى عشر ذى الحجه سنه ثمانين و ستمائة بود . كامرانترين پادشاهان اين دودمان بود و زمان او جوانى دولت اين خاندان و مانند او پادشاهى ازين تخمه [ 5 ] برنخاست و از عدل و داد او آئين جور و ظلم معدوم شد و جهان چون نوعروسى آراسته و پيراسته گشت . [ در بيداد بمسمار عدل و انصاف بسته شد و اعلام اسلام در مشارق و مغارب جهان افراشته گشت [ 6 ] [ آئينه كار جهان را از زنگ كژى بصيقل راستى پاك كرد و هر كجا سرافرازى و گردن - كشى ديد كه از كژ روى بخلاف راستى قدمى مىنهاد و نشان يافت ، دست بردى نمود كه تمامت از پاى در آمدند و همچون برادر خود ، [ 7 ] ] در تقويت دين اسلام كوشيد و آئين اديان ديگر منسوخ گردانيد و جزيه بر [ ترسا و جهود ] [ 8 ] معين فرمود و ايشان را

--> [ 1 ] - ف : خوابگاه خود . [ 2 ] - ب ندارد - ف : در ايران - ر : ايران . ولى كلمه تراشيده شده و به اين صورت در آمده است . [ 3 ] - ف ، ب : با نوسال ناخبر بر سر ايشان تاختن برد - ق : نابيوسان بر سرشان رفت - ر : ناگهشان بر سر تاختن آورد . [ 4 ] - ق ، م ندارد . [ 5 ] - م : خاندان . [ 6 ] - ر ، م ندارد . [ 7 ] - ب ندارد . [ 8 ] - ف : يهود و نصارى .