حمد الله مستوفي قزويني
594
تاريخ گزيده
بعد از مدتى ارغون خان بر احمد عاصى شد و جمعى از شهزادگان و امرا در مخالفت احمد ، با ارغون متفق شدند . احمد بدين بهانه برادر خود قنقرتاى را با چند امير بكشت ، در سنهء اثنى و ثمانين و ستمائة و امير اليناق را ، كه داماد او بود ، با شهزادگان قتب و يسار ( ؟ ) [ 1 ] بجنگ ارغون فرستاد . در صفر سنهء ثلاث و ثمانين ، بر در قزوين جنگ كردند . ارغون مظفر شد . هم از آنجا باز گشت و بخراسان رفت . احمد لشكر بيار است و در طلب او روان شد . لشكر احمد در دامغان غارت و قتل عام كردند . ارغون از خوف احمد پناه بقلعهء كلات برد . اكثر امراى ارغون بمطاوعت احمد در آمدند . اليناق را بفرستاد تا او را بدلخوشى پيش احمد برد . اليناق در خفيه با احمد در كشتن ارغون مبالغه نمود . احمد مسموع نداشت و ارغون را محبوس كرد و به اليناق سپرد . بعضى شهزادگان و اميران و وزير با احمدخان خلوت كردند و در قصد ارغون و جمعى از شاهزادگان و اميران كه هوا خواه ارغون بودند مبالغه كردند و سخن [ بر هلاك كردن ايشان ] [ 2 ] قطع شد . احمد در آن تأخير نمود و عزيمت اردوى توداى خاتون كرد [ 3 ] تا غالب مغلوب و مغلوب غالب شد . در غيبت احمدخان ، امير بوقا چينكسانك و جمعى از هواخواهان ارغون از آن انديشه واقف شدند و با ارغون متفق شدند و او را از حبس بيرون آوردند و بر سر اليناق و احمديان شبيخون بردند و ايشان را بقتل آوردند . احمد بدين سبب منهزم
--> [ 1 ] - ق : ست و صر ؟ ؟ ؟ - م : ثبت و نصر - ر و ثبت نصر - جامع : « زيادت از صد هزار سوار گزيده از مغول و مسلمان و ارمنى و گرجى با عدت و ابهت تمام ترتيب كرد و در مقدمه قوتوب و اليناق و ياسار اغول و اجوسو كورچى . . . » - روضة الصفا . « با شاهزاده هلاجو و ساير اغول . . . » [ 2 ] - ب : ايشان بر هلاك كردن . [ 3 ] - روضة الصفا : « سلطان احمد بهواى وصال توداى خاتون كه در يورت اصلى گذاشته بود ، آهنگ عراق ساز داد » و او ششمين و آخرين « خاتون » وى بود سواى قوماى بسيار كه داشت .