حمد الله مستوفي قزويني

558

تاريخ گزيده

ملكى عادل بود . چهار هزار مسألهء فقهى ، در مذهب امام اعظم شافعى رضى الله عنه ، ياد داشت و در مدت عمر زنا نكرده بود . بعد ازو ، در ملكى پسرش جمال الدين بدر و ناصر الدين عمر با تاج الدين شاه پسر حسام الدين خليل تنازع كردند و باردوى ابقاخان رفتند و به حكم يرليغ پسران او را بياسا [ 1 ] رسانيدند و ملكى بر تاج الدين شاه قرار گرفت . مدت هفده سال حكم كرد . ملكى بزرگ نيكو حظ بود [ 2 ] . در سنهء سبع و سبعين و ستمائة بفرمان ابقاخان بياسا رسيد ، و كار ملك بپسران بدر الدين مسعود : فلك الدين حسن و عز الدين حسين تعلق گرفت . فلك الدين حسن حاكم ولاء [ 3 ] و عز الدين حسين حاكم اينجو بود و ولى عهد برادر بود . مدت پانزده [ 4 ] سال حكم كردند . كار لرستان در عهد ايشان رونقى تمام يافت و بسيار دشمنان را خوار و مقهور كردند و بر ملك بيات و اليشتر [ 5 ] و نهاوند تاختها بردند و بيشتر اوقات اين ولايت در فرمان خود داشتند . فلك الدين حسن بغايت زيرك و دانا و متدين و عابد بود ، [ 6 ] اما مزاح دوست داشتى و عز الدين حسين جبار و قهار و كينه ورز [ 7 ] بودى . بر مجرم قطعا محابا نكردى . از ولايت همدان تا تستر و از ولايت اصفهان تا حدود ملك عرب بيشتر اوقات در قبضهء تصرف ايشان بود و در معدلت [ 8 ] بمرتبه‌اى بودند كه از بهر خيارى چنارى را بر باد دادندى و هر دو برادر پيوسته با هم متفق بودند و [ هفده هزار مرد لشكر ايشان بود ] [ 9 ] و پادشاهان ايران و اركان دولت از ايشان خشنود بودندى . اتفاقا هر دو برادر در سنهء اثنى و تسعين و ستمائة به زمان گيخاتو نماندند .

--> [ 1 ] - ف : ياساق . [ 2 ] - ف ، ر : خط . [ 3 ] - ر ، ب : دلار - ف : دلا - ق : دلاء . [ 4 ] - ف : پانچده - ق : يانزده . [ 5 ] - ب : الشر - م ، ر : البشر - شرفنامه : شر - ف : البشير . [ 6 ] - ب : بزرك و دانا بود و عابد و فقيه . [ 7 ] - ت ندارد - ف : كين تونه ( كين توز ؟ ) . [ 8 ] - م ، ق : در مرتبه . [ 9 ] - ق ، ب ، ف : عدد لشكرشان بهفده هزار مرد مىرسيد .