حمد الله مستوفي قزويني

551

تاريخ گزيده

دار الخلافه بوده و در فرمان حكام عراق عجم . درين تاريخ حسام الدين سولى [ 1 ] اق سنقرى [ 2 ] از توابع سلجوقيان حاكم آن ديار و بعضى خوزستان بود . از قوم جنگروى محمد و كرامى پسران خورشيد به خدمت شوهله [ 3 ] رفتند و مرتبه يافتند . ايشان را فرزندان معتبر خواستند : از جمله شجاع الدين خورشيد بن ابى بكر بن محمد بن خورشيد و سرخاب [ 4 ] عيار هم خدمت حسام الدين شوهله كردى . بناگاه ميان شجاع الدين خورشيد و سرخاب عيار [ 5 ] در شكار بر سر خرگوشى مخاصمت شد . دست بتيغ كردند . حسام الدين شوهله ايشان را از هم جدا كرد . [ آن گرد در ميان بماند ] [ 6 ] . بعد از مدتى حسام الدين شوهلى ، شحنگى [ 7 ] بعضى ولايات لر كوچك شجاع الدين خورشيد را داد و بعضى سرخاب عيار را . در آن وقت ظلمى تمام از حكام [ 8 ] عراق بر آن ولايت رفتى . خواستند كه بدفع آن قيام نمايند . شجاع الدين خورشيد را حكم [ 9 ] ساختند كه از فرمودهء او تجاوز ننمايند تا او آن ظلم دفع كند و بر اين موجب خط دادند . در اثناى اين حال ، حسام الدين شوهله در گذشت و شجاع - الدين خورشيد باستقلال حاكم آن موضع شد و بتدريج ملك از تصرف سرخاب عيار

--> [ 1 ] - م : شوهلى شوهله - ب : سوهلى - ق : شومله - ر : شولى شويله . [ 2 ] - م : آقشهرى - ب : اقسرى - ق ، ر : آقشرى - ف : آقرا . در ترجمه شرفنامه : « و كان من الاتراك الافشاريه » و پيداست كه افشاريه محرف آقسنقريه است . [ 3 ] - م : شوهله بيوهله ( ؟ ) - ر : بنوطه ( ؟ ) [ 4 ] - شرفنامه ( ترجمهء عربى ) : سرخاب بن عيار . [ 5 ] - سرخاب عيار باضافهء كلمهء اول بثانى به معناى سرخاب پسر عيار آن هم با اسقاط وسائط . زيرا وى از خاندان « بنى عيار » است كه مقدم ايشان ابو الفتح محمد بن عيار نام داشته و امير عشيرهء شاذنجان كرد و از سران سپاه ابو النجم ناصر الدوله بدر حسنويهى و قلمروش در حدود شهر زور تا كرمانشاه بوده و ابتداى كار آنان از نيمهء قرن چهارم شروع شده است . نام كامل اين سرخاب كه ذكرش در متن آمده عبارتست از : « سرخاب بن بدر بن مهلهل بن محمد بن عيار » كه مستوفى طبق سيرهء هميشگى خود واسطه ها را تا « عيار » حذف كرده ( رجوع كنيد به زمباور 212 و شرفنامه فصل اول ) . [ 6 ] - ب ندارد . [ 7 ] - ر : حكومت . [ 8 ] - ب : خواجگان . [ 9 ] - م : حاكم .