حمد الله مستوفي قزويني
485
تاريخ گزيده
در گذشت . بوقت آنكه نعشش برداشتند ، رشيد وطواط اين دو بيت بر خواند : شاها فلك از سياستت مىلرزيد * [ پيش تو بطبع ] [ 1 ] بندگى مىورزيد صاحب نظرى كجاست تا در نگرد [ 2 ] * تا آن همه سلطنت به اين مىارزيد ؟ خوارزمشاه ايل ارسلان ابن اتسز بن محمد بن نوشتكين . بعد از اتسز ، اتابك اغلبك و جمعى امراء مىخواستند كه سليمان بن اتسز را بپادشاهى نشانند . با وجود ايل ارسلان ميسر نبود و او بپادشاهى نشست . اتابك اغلبك و بعضى امراى مفتن را بكشت و سليمان را در زندان كرد . در زمان او سلطان سنجر سلجوقى نماند [ 3 ] و كار خراسان پر آشوب گشت . خوارزمشاه ايل ارسلان بعضى خراسان و ما وراء النهر در ضبط آورد . پس ازين ، ميان خان سمرقند [ 4 ] و قرلقان [ 5 ] خصومت شد . خان سمرقند مهتر قرلقان را بكشت . ايشان به ايل ارسلان وسيلت جستند . ايل ارسلان بمدد ايشان رفت و سمرقند را حصار كرد و [ صلحى در ] [ 6 ] ميان قرلقان و او [ 7 ] افكند و باز گشت و بكين محمودخان ، خواهرزادهء سلطان سنجر ، بجنگ مؤيد آيبه ، بنشابور رفت . بعد از محاصره و محاربه به صلح باز گشت . چون هفت سال پادشاهى كرد ، در تحفه فرستادن به قراختاى [ اهمال نمود . ] [ 8 ] از قراختاى لشكر بجنگ او آمد . او نيز لشكر برابر فرستاد و در عقب روانه
--> [ 1 ] - كليهء نسخ و جهانگشا - ق : [ با تو همه راه ] . [ 2 ] - ايضا : كو دشمن و دوست كو به بينيد ( كذا ) كنون . [ 3 ] - بيست و ششم ربيع الاول سنهء اثنتين و خمسين و خمسمائه « جهانگشا » . [ 4 ] - خان سمرقند جلال الدين على بن الحسين كه معروف بود به كوك ساغر ( جهانگشا ) . [ 5 ] - جماعتى از سروران قرلغان كه مقيم ما وراء النهر بودند ، مقدم ايشان لاجينبك و پسران بيغو خان . . . « ايضا جهانگشا » . [ 6 ] - ب : به صلح كه . [ 7 ] - ب ، ف ، ر : ( خان . ظ ) سمرقند . [ 8 ] - ب . ر : مهمل شد - ب : مهمل داشت .