حمد الله مستوفي قزويني
474
تاريخ گزيده
حكومت انطاكيه و حلب بر او مقرر داشت . رسول در ميان راه خبر قتل سليمان شنيد . بدرگاه سلطان بازگشت و حال عرضه داشت . سلطان بدين حركت از برادر برنجيد و بنام داود بن سليمان حكم نافذ شد . داود متصدى آن شغل گشت . چون آرمانوس قيصر قصد توقات و اماسيه و نيكسارو و ديگر بلاد دانشمنديه [ 1 ] كرد ، دانشمند از حكام ولايات اسلام كه در حوالى او بودند مدد طلبيد . داود با ديگر پادشاهان بجنگ قيصر رفتند . قيصر منهزم شد . داود در قونيه بر تخت سلطنت قيصر نشست ، در سنهء ثمانين و اربعمائه و مدت بيست سال حكم كرد و در سنه خمس مايه در گذشت . ] [ 2 ] برادرش قليج ارسلان ابن سليمان بعد ازو پادشاه شد و مدت چهل سال در سلطنت بماند و عدل و دادگستر و نام او در ملك بلند شد . در آخر عهد او ، سلطان مسعود در عراق حاكم بود و خلفا ازو ملالت داشتند . قليج ارسلان را نويد سلطنت عراق دادند . او پسرش مسعود شاه را در روم قايم مقام گذاشت و آهنگ بغداد كرد . چون به آب خابور رسيد اتابك چاولى كه معظم اركان مسعودى بود ، امراء قليج ارسلان را وعد و وعيد فرستاد و ايشان را بر قليج ارسلان دشمن گردانيد تا او را در آب خابور غرق كردند ، در
--> [ 1 ] - غرض از بلاد دانشمنديه منطقه ايست مشتمل بر شهرهاى سيواس و اماسيه توقات ، نيكسارو عثمانجق كه بعدها بلاد قسطمونى و جانيق و البيستان و ملاطيه بر آن افزوده شد . اين مناطق تحت حكومت سلسلهاى بود كه بنام مؤسس آن ملك شمس الدين احمد غازى دانشمند ، دانشمنديه خوانده مىشد . آغاز اين سلسله از سال 455 است و انجام حيات آن در 569 . [ 2 ] - در نسخهء ق ذكر سلاجقهء روم بسيار مختصر آمده و مثلا بجاى قسمت بين دو قلاب چنين نوشته شده : « چون در روم قيصر نماند و كسى نداشت كه بجاى او قيصر تواند شد ، سلطان ملكشاه بن الب ارسلان برادر خود سليمان را بروم فرستاد در سنهء ثمانين و اربعمائه و او بيست سال آنجا سلطان بود . در سنهء خمس مايه در گذشت . پسرش داود قائم مقام پدر گشت و هيجده سال حكم كرد و در سنهء ثمان عشر و خمس مايه نماند » .