حمد الله مستوفي قزويني

21

تاريخ گزيده

خاك بيافريد و بعد از چهل روز روح بكالبد او پيوست قوله تعالى خمرت طينة آدم بيدى اربعين صباحا دوست چهل بامداد ، در گل ما داشت دست * ما چو گل ، از دست دوست ، دست بدست آمديم [ 1 ] و حق تعالى او را بى واسطهء قال تمامت اسماء در آموخت قوله تعالى و علم آدم الاسماء كلها [ 2 ] تا چون پرسند ، از جواب در نماند . و ملائكه بعلم او مقر شدند و بفرمان خداى تعالى او را سجده كردند : الا ابليس و او از گروه جن بود . اما بسبب بسيارى طاعت مرتبهء ملائكه يافته بود . ابليس بسبب نافرمانى ملعون شد . ايزد تعالى آدم را در بهشت جاى داد و حوا را از او بيافريد و ايشان را از خوردن گندم منع كرد و بروايتى از گندم و انگور و انجير . ابليس به يارى مار در بهشت رفت و ايشان را بفريفت تا آن را بخوردند . حق تعالى بر ايشان خشم گرفت و درخت طوبى را فرمان داد تا ايشان را از بهشت بيرون انداخت . آدم عليه السلام بهندوستان افتاد بكوه سرانديب و حوا بجده بحدود مكه و مار به بريه [ 3 ] بكوهستان اصفهان و ابليس به ميسان [ 4 ] . و آدم عليه السلام چون به دنيا آمد ريشش بر آمد دانست كه حق تعالى بر او خشم گرفته . صد سال در كوه سرانديب طاعت و زارى كرد و در سجده مىگريست چنان كه از گريهء او نباتات بسيار بر آمد آن نباتات همه ادويه است . بعد از صد سال در روز عاشورا توبهء او مقبول شد و عاشورا را فضايل بسيارست چون رفتن ادريس به آسمان و قرار گرفتن كشتى نوح بر جودى و ولادت ابراهيم و نبوتش و خلاصيش از آتش و قبول توبهء داود و معاودت سليمان با ملك و صحت ايوب از رنج و خلاصى موسى از دريا و خروج يونس از شكم ماهى و عروج عيسى و ادريس بر آسمان و غير ذالك پس جهت آدم بيت المعمور را از بهشت به زمين آوردند بر آنجا كه حرم كعبه است و آن خانه‌اى بود از يك پاره ياقوت . آدم عليه السلام را به حج و طواف آن امر آمد

--> [ 1 ] - ر ، ف ، [ 2 ] - قرآن كريم : بقره آيهء 31 [ 3 ] - تاريخ طبرى جلد اول ص 81 [ 4 ] - كذا تاريخ طبرى در ك ، ميشان و در ، ب : « بميان ايشان » م ر : سيستان