حمد الله مستوفي قزويني

449

تاريخ گزيده

به سختى رسيدند و از قحط و با بيشتر تلف شدند . بر صاحب سمرقند احمد بن - سليمان بيرون خواستند آمدن . او بزينهار پيش سلطان رفت . سلطان او را امان داد و با خود بخراسان برد و غلامى را بر سمرقند والى گردانيد . پس از مدتى باز احمد ابن سليمان را حكومت داد . در سنهء ثلاثين و خمس مائه سلطان بهرامشاه غزنوى مخالفت سلطان كرد . سلطان بغزنين رفت و او را بعد از محاصره رام كرد و خراج بستد . پس ازين ميان او و خوارزمشاه اتسز محاربات رفت . عاقبت به صلح انجاميد و سلطان آن ملك برو مقرر داشت . در سنهء خمس و ثلاثين و خمس مائه بجنگ سپاه ختاى رفت . لشكرش مخالفت كردند . سلطان منهزم شد و ما وراء النهر از تصرف او بيرون رفت و در قبضهء كفار آمد و از لشكر سلطان خلقى بىشمار كشته شد . فريد الدين كاتب درين حال گفت : رباعيه شاها ز سنان تو جهانى شد راست * تيغ تو چهل سال ز اعدا كين خواست گر چشم بدى رسيد آن هم ز قضاست * كانكس كه بيك حال بماندست خداست تركان خاتون زن سلطان سنجر و امير ابو الفضل سيستانى و قماج و امثال ايشان درين جنگ اسير شدند و شمار كشتكان شهدا در حد عد نگنجيد . اسيران بعد از مدتى خلاص يافتند و بسلطان پيوستند . [ 1 ] سلطان را هر چه در عمر اندوخته بود ، درين جنگ تلف شد و اين جنگ در دشت قطوان بود ، بحدود سمرقند .

--> [ 1 ] - فديت تركان خاتون بخمسمائة دينار ( تاريخ عماد كاتب ) . راحة الصدور : « مدت يك سال پيش او بماند ( امير ابو الفضل ) اتخان او را نيكو داشت و تركان خاتون همانجا مانده بود . بعد از يك سال هر دو را با پيش سلطان فرستاد . »