حمد الله مستوفي قزويني

19

تاريخ گزيده

ما انا عليه و اصحابى ، هفتاد و سه فرقه‌اند و آنكه فرموده يكى از ايشان رستگارست ، مناسب اين معنى افتاده [ خواجه نصير طوسى ميگويد : هفتاد و سه قوم در جهان مىپويند * هر يك برهان مختلف ميجويند سر رشتهء حق بدست يك طايفه است * باقى بخوش آمدى سخن ميگويند ] [ 1 ] بنابر آنكه با وجود ظهور دعوت دين خاتم النبيين . هر كه تتبع اديان ديگر كند ، هالك بود و هر كه متابع اوست ، ناجى است و معنى هالك و ناجى اينجا نيك مناسب افتاده و از انبياء غير مرسل ، چهل و پنج نام يافته‌ام و در مراتب پيغمبران از نبى [ 2 ] و مرسل و اولوا العزم و خاتم اختلاف بسيار است و خلاصه مباحث [ 3 ] آنكه نبى شخصى باشد ، موصوف باخلاق حميده و در آن محتاج نباشد به ابناء جنس خود و مبعوث باشد به تبليغ رسالت و دعوت خلق بالهام يا منام يا هاتف يا تكلم وراى حجاب يا بعضى از اينها . مرسل آنكه با اين معانى ، مكرم باشد بارسال ملك و فرمان بشريعتى و مبتلى باشد به شدائد و محن و صابر بر آن و عازم بر قهر معاندان . و اولوا العزم آنكه با اين صفات ، واضع شريعتى باشد و گروهى آدم را عليه السلام كه واضع شريعت اولين است به حكم و لم نجد له عزما [ 4 ] اولوا العزم نميدانند و ميگويند اولوا العزم بايد كه واضع شريعتى مجدد و ناسخ شريعت ما قبل باشد و مأمور بمقابله و محاربهء معاندان و خاتم آنكه با اين معانى مكمل جميع كمالات باشد و بعد از او ديگرى مبعوث نگردد و دين و شريعت او منسوخ نشود بل [ 5 ] مؤبد و مخلد باشد . پس هر مرتبه ازين مراتب اربعه اخص و اعلى باشد از مرتبهء ما قبل آن ، مثلا خاتمى اخص و اعلى باشد از اولوا العزمى و اولوا العزمى از مرسلى و مرسلى از نبوت من [ غير عكس ] [ 6 ] . و در عدد انبياء اولوا العزم اختلاف بسيار است و اكثر علما و ائمه بر آنند كه چهارند : ابراهيم و موسى و عيسى و محمد عليهم الصلاة [ 7 ] و السلام اما به حكم حديث ما قبل ششاند و العلم عند الله . اكنون ذكر پيغمبران به دو مقاله ياد

--> [ 1 ] - فقط در ، م [ 2 ] - ب : بنى اسرائيل ؟ [ 3 ] - ب و ك : مباحث اكثر [ 4 ] - قرآن كريم سورهء طه : 115 [ 5 ] - ك ، ف : بلك [ 6 ] - ك : من [ اهل ] ؟ [ 7 ] - ب : صلوات الله عليهم