حمد الله مستوفي قزويني

389

تاريخ گزيده

غزان التجا نمود . غزان او را مدد كردند و به بخارا با ايلك خان جنگ كردند و مظفر شدند و بخارا اسماعيل را مسخر شد . بعد از آن ، از غزان متوهم شد . بشب از ميان ايشان بگريخت . سيف الدوله محمود را از حال خود واقف كرد و اين دو بيت به دو نوشت : شعر از ديده كه نقش تو نمودم ، تو بهى * و ز دل كه فرو گذاشت زودم ، تو بهى وز جان كه نداشت هيچ سودم ، تو بهى * ديدم همه را و آزمودم ، تو بهى سيف الدوله محمود را برو رقت آمد و مدد او شد . ببخارا با شحنهء ايلكى جنگ كردند . بخارا اسماعيل را مستخلص شد . بحرب ايلك خان رفت . ايلك خان ازو منهزم شد و او در پادشاهى متمكن گشت . كار دشمن بر دل خوار داشت . لشكرها به خانه فرستاد . ايلك خان فرصت غنيمت شمرد . بجنگ او آمد . اسماعيل بگريخت و بى كشتى از جيحون بگذشت . مدتى در خراسان و قهستان و طبرستان و آن ولايات مىگشت ، تا در ربيع الاول سنهء خمس و تسعين و ثلاثمائة در ولايت ما يمزغ [ 1 ] بر دست اعراب بنى بهيج [ 2 ] كشته گشت . فصل سيم از باب چهارم در ذكر پادشاهان غزنويان چهارده تن ، مدت ملكشان صد و پنجاه و پنج سال اصل ايشان سبكتكين است و او غلام البتكين مملوك سامانيان بود . چون البتكين از منصور بن عبد الملك متوهم شد ، ترك امارت خراسان و املاك و اسباب خود كرد و با اتباع به طرف غزنه رفت و بتغلب بر آن مستولى شد و مدت شانزده سال آنجا پادشاهى كرد و با هندوان غزا كردى . چون او در گذشت ، اتباع او ، جهت آنكه

--> [ 1 ] - تصحيح از ترجمهء تاريخ يمينى ( چاپ طهران 1272 ) - ق ، ف : مرغ و ما - م : مرغ و مار - ب : بروح [ 2 ] - ق ، م : به هيچ به هيچ ( ؟ ) - ر : بنى نهج . در اصل و ترجمهء تاريخ يمينى كه مأخذ صاحب تاريخ گزيده بود ، « حلهء بنى بهيج » آمده و حله در اين جا به معناى محل و از همان ريشه است .