حمد الله مستوفي قزويني
369
تاريخ گزيده
مدت پانزده سال و هفت ماه خلافت كرد . او را ببلاهت نسبت كنند و درين معنى حكايات ازو منقول است . شرح دادنش مناسب نديد . در زهد و ورع كوشيدى و آخرت طلب بود و از دنيا دارى فراغت داشت و نيز بر ساقهء دولت بنى العباس بود ، اگر تدبيرى نيز كردى موافق تدبير نيامدى . لا راد لقضائه و لا معقب لحكمه . از پادشاهان مغول ، هولاگوخان لشكر بجنگ او آورد و در سادس صفر سنهء ست و خمسين و ستمائة ، خليفه را بدرجهء شهادت رسانيد . چهل و شش سال و سه ماه عمر داشت . لشكر مغول بغداد را خراب كردند و قتل عام كردند . چهل روز قتل مىكردند . هشتصد هزار آدمى كشته شد . گويند از لشكر مغول ، مردى بايجو نام ، در خانهاى چهل و چند كودك شيرخواره يافت . فكر كرد كه چون اينها بى شكى بزارى خواهند مردن ، همان بهتر كه همه را از زحمت زندگانى خلاصى دهم . تمامت را بكشت . روزى از بزرگى پرسيد كه در مدة العمر چنان خيرى نكردهام ، جزا چه يابم ؟ گفت دوزخ جاودان . از پادشاهان جهان گيوكخان و منگوقاآن احفاد چنگزخان معاصر او بودند و از سلغريان ابو بكر بن سعد بفارس و از كرمانيان مبارك خواجه و عمزاده اش قطب الدين و از ملاحده علاء الدين و پسرش خورشاه در ملك خود حكم كردند . بعد ازو تخم بنى عباس در ايران خلافت نكردند و حكومت بپادشاهان مغول رسيد و لله ملكا لا يزول .