حمد الله مستوفي قزويني

326

تاريخ گزيده

تعلق گرفت . در خراسان طاهر بن عبد الله ذو اليمينين در گذشت . مستعين آن ولايت با عراق عجم بپسرش احمد داد . يعقوب ليث در سيستان خروج كرد و بر آن مستولى شد و در طبرستان در سنهء خمس و مأتين ، الداعى الى الحق حسن بن زيد بن احمد بن الباقر خروج كرد . و دو نبيرهء جستان حاكم آنجا با او متفق شدند . و قوم ديلمان با ايشان ضم گشتند و با كارداران مستعين جنگ كردند و بطبرستان مستولى شدند و از ملك رى تا سفيد رود در تصرف آوردند . در رى نائبى نشاند ، نامش محمد بن جعفر . طاهريان محمد بن ميكائيل را بفرستادند و محمد بن جعفر علوى را بكشتند و رى با تصرف گرفتند . ديگر باره الداعى الى الحق بيامد و با محمد بن ميكائيل و لشكر طاهريان جنگ كرد و او را مقهور [ گردانيد ] و ملك رى و طبرستان او را مسلم شد . تا در عهد معتز خليفه ، موسى بن بوقا با او جنگ كرد و دستش از عراق كوتاه گردانيد و او بطبرستان رفت و بعد از پادشاهى نوزده سال در سنهء سبعين و مأتين فرمان يافت . برادرش محمد بن زيد قائم مقام او شد و هجده سال پادشاهى كرد و بگرگان بر دست محمد بن هارون بتقويت اسماعيل سامانى كشته شد . غلامان بر مستعين خروج كردند و در اواخر محرم سنهء اثنى و خمسين و مأتين او را از خلافت خلع كردند . و او اين ابيات مىخواند . شعر كل ملك مصيره لذهاب * غير ملك المهيمن الوهاب كل و زر يزول و يفنى * و يجازى العباد يوم الحساب و بندگان خود را تمامت در آن روز آزاد كرد . او را گفتند جهت مقام موضعى را اختيار كن . بصره اختيار كرد . گفتند هواى بصره گرم است . گفت برودتها اشد من الحرارة بعد الخلافة . او را بواسط بردند . گفت اللهم ان كنت خلعتنى من خلافتك فلا تخلعنى من رحمتك و جنتك و رأفتك . منصور خزاعى كه حاكم واسط بود محافظت و رعايت او مىكرد . بعد از مدتى معتز او را طلب كرد . چون بقاطول رسيد ، سعيد حاجب