حمد الله مستوفي قزويني

299

تاريخ گزيده

كرد . مهدى بفرستاد و او را بگرفت و محبوس كرد . در آن حبس در گذشت . مردى در آن وقت در خراسان خروج كرد ، نامش حكيم بن هاشم . سازندهء ماه نخشب بود ، اصلش از ديه كازه [ 1 ] بولايت بادغيس . اول در ديوان ابو مسلم كاتب بود . در جنگى ، تيرى بر چشمش آمد ، كور شد . برقعى بر آن چشم فرو گذاشت . او را بدين سبب برقعى [ 2 ] خوانند . شكلى عظيم بد داشت و دعوى خدائى كرد . خلق بسيار بر او جمع شدند . در ولايت كش و نخشب ، قلاعى چند بود كه آن را سيام و سوبخ [ 3 ] خوانند ، فروگرفت . كار او عروج تمام يافت . مهدى خليفه ، مسيب بن زهير را بجنگ او فرستاد . چون بتنگ آمد ، اقرباى خود را زهر داد ، در شراب ، تا تمامت بمردند و خود را در ميان ادويهء حاره بسوخت ، چنان كه از اعضاء و جوارح او هيچ باقى نماند . بدين سبب اتباع او گمراهتر شدند و گفتند او به آسمان رفت و اين حال در سنهء ست و ستين و مايه بود . وزير مهدى ، ابو عبيد الله معاوية [ 4 ] بن عبد الله الاشعرى بود و بعد از عزلت او ، بابو - عبد الله يعقوب [ 5 ] بن داود داد . وزير اول [ در قصد او بود . تا روزى ، اسب او را لگد زد و صاحب فراش شد . وزير اول ] [ 6 ] ، او را بتشيع و حب علويان منسوب گردانيد . مهدى بر او متغير شد و جهت امتحان يكى از علويان را به دو داد تا بكشد . يعقوب ، علوى را امان داد و پنهان بجانب بصره روان كرد . مهدى بفرستاد و آن علوى را از راه بگرفت و پنهان كرد و احوال او از يعقوب تفحص نمود . گفت كشتم . بسر خود سوگند داد . بر كشتن اصرار نمود . مهدى علوى را به دو نمود و او را از وزارت معزول كرد و محبوس گردانيد . يعقوب تا عهد هارون الرشيد

--> [ 1 ] - تصحيح از طبرى . م : كاريزه - ف : كاژبره [ 2 ] - وى در تاريخ اسلام بنام مقنع معروف است . باران دشنام و ناسزائى كه بر سر اين شخص باريده است ، مىرساند كه خطر او براى اسلام بسيار بوده . داستان زشتى صورت او و نقاب گذاشتنش بدين علت مجعول به نظر مىرسد . شايد هم ، او برسم اديان ايرانى ، پنام داشته . چنان كه هم اكنون نيز مؤبدان زرتشتى در هنگام اقامهء مراسم دينى ، در آتشكده پنام مىبندند و اين پنام در نزد مورخين اسلامى نقاب ذكر شده و علت داشتن نقاب را هم زشتى و كراهت منظر او شمرده‌اند . [ 3 ] - ف : السام و سخوده . تصحيح از طبرى ، ابن الاثير : تحصنوا فى قلعه بسيام و سنجرده ( رك : تاريخ بخارا نرشخى [ 4 ] - تصحيح از يعقوبى . متن : ابو عبد الله بن معاويه - تجارب السلف : ابو عبيد الله معاويه بن يسار [ 5 ] - ف : يعقوب بن طهمان [ 6 ] - ف : [ در عقب او غيبت كرد ]