حمد الله مستوفي قزويني

296

تاريخ گزيده

بعد ازو ، برادرش ابراهيم بر اهواز و بصره و فارس مستولى شد . عيسى بن موسى به حكم خليفه با او جنگ كرد . او را نيز تيرى رسيد و شهيد شد و قاتل را كس ندانست [ 1 ] . خليفه پدر اين دو برادر را با خويشان و اقربا بگرفت و در زندان محبوس كرد . از زندان بگريختند و به اندلس افتادند . خليفه در سنهء خمس و اربعين و مايه ، شهر بغداد بنا كرد و آلات از مداين و عمارات اكاسره بدانجا نقل كرد . بوقت آنكه خواست كه عمارت كسرى بشكافد ، با وزير ، سليمان بن خالد مرزبانى [ 2 ] مشورت كرد . وزير خليفه را منع كرد و گفت گويند كه پادشاهى خواست كه شهرى سازد تا شهرى ديگر خراب نكرد ، شهر خود نتوانست ساخت . خليفه مسموع نداشت و در خرابى آن شروع كرد . ديد كه آن را خرج بسيار ميرود و آلات آن [ با اجرت مخرب و ناقل ] [ 3 ] وفا نمىكند . خواست تا ترك گيرد . وزير گفت الشروع ملزم . چون در خرابى شروع رفت [ تمام كن ] [ 4 ] و اگر نه گويند پادشاهى ساخت و پادشاهى خراب نتوانست كرد . اما ايوان را بگذار كه آن اثرى عظيم و شاهدى عادل است بر نبوت عمزاده ات محمد مصطفى كه در شب ولادت او شكافته شد و تا آن عمارت بر جاى باشد ، آن منتشر در افواه بود و نيز مردم تا روزگارها معلوم كنند كه مصطفى ( ع ) از خانه‌اى بيرون آمدى كه چون در آنجا بر پاى ايستادى ، سرش بر سقف رسيدى و آن كس را كه عمارتى بدين عظيمى ساخته بود ، قهر كرد . تا همگان را معلوم شود كه كار او خدائى بود نه هوائى .

--> [ 1 ] - ابراهيم در نقطه‌اى بنام « باخمرى » در 16 فرسخى كوفه كشته شد ، به همين مناسبت او را « قتيل باخمرى » گويند . قتلش در روز 5 شنبه 5 روز از ذى الحجه مانده ، در سال 145 . [ 2 ] - چنين است در همهء نسخ . در تجارب السلف نام اين وزير ابو ايوب موريانى آمده و در يعقوبى ابو ايوب خوزى . اين دو قول متناقض نيستند . زيرا « موريان » از دهات اهواز بوده است . در ابن خلكان : ابو ايوب سليمان بن ابى سليمان مخلد - در ابن الاثير اين مشاوره به خالد بن برمك منسوب شده : لما عزم المنصور على بناء بغداد شاور اصحابه . و كان فيهم خالد بن برمك [ 3 ] - ب : [ اين ] - ف : خرب مخرب و ناقل [ 4 ] - ب : تمامس خراب كن - ف : تمام خرابش كن