حمد الله مستوفي قزويني
3
تاريخ گزيده
مجالس و محال مباحث مستفيد مىشد و اين معنى محرض مطالعه و مراجعه با كتب تواريخ مىگشت و بعد از مطالعات و استفادات باستماع فوايد آن ، اين فن را طويل الذيل يافتم و در آن وسعتى هر چه تمامتر ديدم با خود گفتم : فقد وجدت مكان القول [ ذا سعة ] [ 1 ] فان وجدت لسانا قائلا فقل [ 2 ] و لهذا افاضل جهان درين علم ، مجلدات را از بياض بسواد و سواد به بياض رسانيدهاند و داد سخنورى داده ، هر چند شغل اين بنده ، آن فن نبوده و اسلاف و اقرباى او به صناعت تحرير و سياقت [ موسوم [ 3 ] ] گشته ، اما در خاطر مىگذشت كه اگر فحاوى و مضامين علم تاريخ را ، بر شكل و شيوه منها و من ذلك ، محرر گرداند و مفصل آن را كه به حسب ادوار روزگار و تعاقب ليل و نهار ، نامتناهى شده ، مجملا در سلك سياقت منتظم كند ، جامع مفردات توجيهات اين فن گردد و وضعى بر اصل باشد كه در هيچ دفعه ، انگشت عيب بر حرف نتوان نهاد و به افهام نزديكتر باشد و چون به واجبى قانون [ اشارات [ 4 ] ] آن را رعايت رود ، [ رغبت [ 5 ] ] مردم بدان بيشتر گردد ، و ليكن شروع در آن موقوف بود ، بر خاطر و قاد و ذهن نقاد و رفاهت بال و فراغت حال . شعر و لا بد من شيء هو الركن وحده * رفاهة بال قلما تتيسر و تلك لعمر الله ، حلفة صادق * هى النعمة العظمى لمن كان يشكر و چون احيانا شعرى شكسته بسته ، اتفاق مىافتد ، درين علم ، هوس نظمى [ مىبود [ 6 ] ] كه از اول عهد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم ، تا اين زمان مبارك ، [ تاريخى [ 7 ] ] منظوم مرتب گرداند و از آن [ پنجاه و چند هزار [ 8 ] ] بيت گفته شد ، اگر توفيق رفيق گردد [ 9 ] ، به هفتاد و پنج هزار خواهد رسانيد و بالقاب همايون و نام نامى مخدوم
--> [ 1 ] - ب : [ واسعة ] [ 2 ] - از قصيدهء متنبى به مطلع : اجاب دمعى و ما الداعى سوى الطلل * دعا فلباه قبل الركب و الابل در مدح سيف الدوله حمدانى ( العرف الطيب ج 2 ص 348 ) . [ 3 ] - م : [ مرسوم ] [ 4 ] - ك ، ب : [ اشارت ] [ 5 ] - م : [ رعايت ] [ 6 ] - ب : [ مىشود ] [ 7 ] - ب : [ تاريخ ] [ 8 ] - ك : پنجاه و شش هزار [ 9 ] - مؤلف اين توفيق را يافته و كتاب تاريخ منظوم او در 75 هزار بيت اكنون بنام ظفرنامه در دست است و نسخهاى گويا منحصر بفرد از آن در لندن .