حمد الله مستوفي قزويني
278
تاريخ گزيده
علما و فقها و نابينايان را مشاهره دادى و از براى يتيمان معلم نشاند و اخراجات معين كرد زنان بسيار خواستى و طلاق دادى . گويند شصت و سه زن خواسته بود . در زمان او قتيبة بن مسلم از خراسان بتركستان رفت و بيكند ، بحرب بستد ، در سنهء سبع و ثمانين و از آنجا خواستهء فراوان آورد و بتان زرين و سيمين . از آن جمله بتى زرين بود ، دويست و پنجاه هزار مثقال . همهء بتان را بگداخت و بر لشكر بخش كرد . بعد ازين بخارا و سمرقند و سغد و چاچ و فرغانه كه شهرستان آن را كاشان [ 1 ] خوانند و خوارزم و ديگر ولايت ترك در فرمان خود آورد و با خراسان آمد و مرو دار الملك ساخت . و از طرف شمال مسلمة بن عبد الملك ، كه او را بسبب زردى و لاغرى جراد الاصفر [ 2 ] خواندند ، بحرب عموريه و قسطنطنيه رفت و بعد از جنگ شهر مستخلص كرد و تنها در ميان چندين هزار ترسا رفت و صليب ايشان نگونسار [ بر سر نيزه ] [ 3 ] بيرون آورد و در قسطنطنيه مسجد جامع ساخت . اكنون مسلمانان روز عيد آنجا نماز كنند و بعضى از آن ترسايان بزندان ساختهاند . ( ؟ ) [ 4 ] وليد ، عمر عبد العزيز را بمدينه فرستاد ، تا موضعى چند ، در حوالى مسجد رسول ( ص ) بخريد و اضافت مسجد گردانيد تا فراخ شد و در مسجد حرام مكه ، ستونهاى سنگين نشاند و از شام بدانجا نقل كرد و سقوفش از ساج ساخت و مصانع در راه باديه بر آورد و در دمشق جامعى ساخت كه مثل آن كس نساخت و در جهان مشهورست . در كتاب استظهار آمده است كه اگر كاتبى جلد [ 5 ] ، وصف آن نويسد ، بيك ماه تمام نتواند [ نوشت ] [ 6 ] . بيرون آلات كه پادشاهان اطراف بمدد فرستادند ، شش بار هزار هزار دينار زر سرخ بر آنجا خرج كرد و هم در دمشق دار الشفا و دار الضيافة ساخت و پيش ازو كس نساخته بود و چون او عمارت دوست بود ، اكابر دولت او عمارت بسيار ساختند . و لا شك هر پادشاه بدانچه مايل باشد ، اركان دولت او ، همه آن چيز ورزند كه الناس على دين ملوكهم . پادشاه صاحب سعادت آنست كه در خيرات و نيكوئى افزايد و از جور و ظلم بپرهيزد . در سنهء اربع و تسعين ، يزيد بن مهلب و برادرانش از زندان حجاج بگريختند
--> [ 1 ] - ف : كاسان . [ 2 ] - ف : جراد الاصغر . [ 3 ] - فقط ، ق . [ 4 ] - چنين است در همه نسخ ، ولى مبهم به نظر مىرسد . [ 5 ] - يعنى چابك . [ 6 ] - ف : كرد .