حمد الله مستوفي قزويني
195
تاريخ گزيده
اهل شام منهزم خواستند شد . عمرو عاص حيله كرد و مصحفها بر سر نيزه كردند و ندا در دادند كه ما سخن با شما بكتاب خدا مىگوئيم . سپاه على ازين مكر ، در جنگ سست شدند و هر چند مرتضى على رضى الله عنه [ 1 ] مىگفت مكرست هيچ فايده نبود . بر دو كس قرار دادند كه حكم باشند و آيت اختيار كنند . از طرف معاويه ، عمرو عاص معين شد و از طرف على ، عبد الله عباس . شاميان راضى نشدند و گفت او عمزادهء تست و بقرابت نگرد . بر ابو موسى اشعرى قرار گرفت [ 2 ] . چون او حاضر نبود ، . تا مدت هشت ماه وعدهء حكمين معين شد و از همديگر برگشتند . مرتضى على بكوفه رفت و معاويه به شام . چون وعده منقضى شد ، عمرو عاص و ابو موسى اشعرى به دومة الجندل حاضر شدند و از هر طرف چهار صد مرد جهت اقامت شهادت برفتند . عمرو عاص بر ابو موسى اشعرى مكر كرد و گفت صلاح در آن است كه هر دو را از خلافت معزول كنيم و ثالثى اختيار كنيم همچنانكه عمر خطاب فرمود . ابو موسى دم او بخورد و بواسطهء كبر سن و علم ، اول خطبه كرد و تشبيه بانگشترى كرده ، على را از خلافت معزول كرد . عمرو عاص همچنين تشبيه بانگشترى كرده ، خلافت بر معاويه مقرر داشت . بعد از آن در همديگر افتادند و فتنه قائم شد . چون اين خبر بمرتضى على رسيد ، بعد از نماز برين پنج كس : معاويه و عمرو عاص و ابو اعور سلمى و عبد الرحمن خالد و ضحاك قيس لعنت كردى . چون معاويه بشنيد او نيز بعد از نماز برين پنج تن : على مرتضى و حسن و حسين رضى الله عنهم و عبد الله عباس و مالك اشتر لعنت كردى و مدت شصت و سه [ 3 ] سال اين لعنت كردندى تا عمر عبد العزيز عليه الرحمة رفع كرد . مرتضى على ( ع ) ، قيس بن سعد بن عباده را به امارت مصر فرستاد و او در مصر متمكن شد . معاويه انديشناك بود كه اگر على مرتضى ازين روى و قيس از آن روى [ بر جنگ او لشكر كشند ] [ 4 ] ، او در ميان تلف شود ، مكر كرد و آوازه بدوستى با قيس
--> [ 1 ] - در ، ف همه جا عليه السلام آمده . [ 2 ] - ق : قرار افتاد - ب : اتفاق افتاد [ 3 ] - ب : شصت [ 4 ] - م : بيايند